دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۵

سنایی
ماه شب گمرهان عارض زیبای تست سرو دل عاشقان قامت رعنای تست
همت کروبیان شعبدهٔ دست تست سرمهٔ روحانیان خاک کف پای تست
رای همه زیرکان بستهٔ تقدیر تست جان همه عاشقان سغبهٔ سودای تست
وصل تو سیمرغ گشت بر سر کوی عدم خاطر بی خاطران مسکن و ماوای تست
بر فلک چارمین عیسی موقوف را وقت خروج آمدست منتظر رای تست
موسا چون مست گشت عربده آغاز کرد صبر به غایت رسید وقت تجلای تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات ستایش‌نامه‌ای عرفانی و شورانگیز است که در آن شاعر با زبانی فاخر و ستایش‌گر، معشوق را که نمادی از ذات حق‌تعالی یا پیر و مراد کامل است، مخاطب قرار می‌دهد. در این سروده، تمامی هستی، از فرشتگان مقرب درگاه الهی گرفته تا پیامبران بزرگ و عاقلانِ جهان، در برابر جلال و جمال معشوق، سر تعظیم فرود آورده و مشتاقانه در انتظار اشارت و تجلی او هستند.

فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از تسلیم و شیفتگی است که در آن مرز میان عقل و عشق درنوردیده شده و شاعر با بهره‌گیری از نمادهای مذهبی و عرفانی، جایگاه بلندمرتبه و دست‌نیافتنی محبوب را به تصویر می‌کشد تا نشان دهد که در برابر عظمت او، تمامِ داشته‌های عالم، ناچیز و وابسته به اراده‌ اوست.

معنای روان

ماه شب گمرهان عارض زیبای تست سرو دل عاشقان قامت رعنای تست

صورت زیبای تو همچون ماهِ راهنما برای کسانی است که در شبِ نادانی و گمراهی سرگردان مانده‌اند و قامتِ موزون و بلند تو برای عاشقان، همچون درخت سرو نماد آزادگی و مایه حیاتِ دل است.

نکته ادبی: واژه 'گمرهان' جمع مکسر گمراهان است که در متون کلاسیک به مسافرانِ در شب مانده یا گمشدگانِ وادیِ حیرت اشاره دارد.

همت کروبیان شعبدهٔ دست تست سرمهٔ روحانیان خاک کف پای تست

همت و توانایی فرشتگان مقرب درگاه الهی در برابر قدرت و توانایی دست تو، همچون شعبده‌ای کوچک و ناچیز است و غبارِ جای پای تو، سرمه چشمِ عارفان و روحانیان برای کسب بصیرت است.

نکته ادبی: واژه 'کروبیان' اشاره به فرشتگان مقرب و عالی‌رتبه‌ای دارد که در جوار عرش الهی هستند.

رای همه زیرکان بستهٔ تقدیر تست جان همه عاشقان سغبهٔ سودای تست

خردِ عاقلان و زیرکانِ عالم در بندِ تقدیر و قضای الهیِ تو گرفتار است و جانِ عاشقانِ دل‌داده، اسیرِ عشق و سودای سرگرمی‌بخشِ توست.

نکته ادبی: واژه 'سغبه' به معنای اسیر، بنده و یا صیدِ در چنگال افتاده است.

وصل تو سیمرغ گشت بر سر کوی عدم خاطر بی خاطران مسکن و ماوای تست

وصال تو همچون سیمرغ افسانه‌ای در کوی عدم (نیستی) پنهان و دست‌نیافتنی است و جایگاه واقعیِ تو در دلِ کسانی است که از خود و تعلقات دنیوی رها شده‌اند.

نکته ادبی: کوی عدم استعاره از عالم غیب و هستیِ مطلق است که چون ورایِ وجودِ مادی است، 'نیستی' خوانده شده است.

بر فلک چارمین عیسی موقوف را وقت خروج آمدست منتظر رای تست

حضرت عیسی که در آسمان چهارم منزل دارد، منتظرِ حکم و اراده توست تا زمانِ تجلی و ظهورِ دوباره‌اش فرا برسد.

نکته ادبی: اشاره به باورهای نجومی و عرفانیِ کهن مبنی بر جایگاهِ حضرت عیسی در آسمان چهارم.

موسا چون مست گشت عربده آغاز کرد صبر به غایت رسید وقت تجلای تست

موسی (ع) آنگاه که در وادیِ عشق مستِ حق گشت، فریاد و عربده‌جویی آغاز کرد؛ اکنون صبر به پایان رسیده و زمانِ آن است که با تجلیِ جمالت، سکوت را بشکنی.

نکته ادبی: اشاره به داستان درخواستِ دیدنِ خدا توسط موسی در کوه طور که منجر به بیهوشی او شد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه ماه شب گمرهان عارض زیبای تست

تشبیه چهره یار به ماه برای راهنماییِ گمگشتگانِ در شبِ حیرت.

تلمیح موسا چون مست گشت عربده آغاز کرد

اشاره به ماجرای مناجات حضرت موسی و طلب دیدار خداوند در کوه طور.

کنایه سرمهٔ روحانیان خاک کف پای تست

کنایه از اینکه خاک پای یار، موجب بینش و بصیرت معنوی عارفان است.

استعاره وصل تو سیمرغ گشت

تشبیه وصال یار به سیمرغ برای نشان دادن دست‌نیافتنی بودنِ آن.