دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۳۱

سنایی
ماهرویا در جهان آوازهٔ تست کارهای عاشقان ناساخته از ساز تست
هر کجا نظمیست شیرین قصه های عشق تست هر کجا نثریست زیبا نامهای ناز تست
باز عشقت جمله باز آن را چو تیهو صید کرد هست عالی همت آن بازی که صید باز تست
صدهزاران دل فدا بادا دلی را کو ز عشق سال و ماه و روز و شب مشغول شاهد باز تست
دلبرا دلهای مردان جمله ملک غنج تست گلرخا جانهای پاکان جمله ملک ناز تست
آسمان تند و سرکش زیر دست و رام تست روزگار تند و توسن دایهٔ انباز تست
هر کجا چشمیست بینا بارگاه عشق تست هر کجا گوشیست والا عاشق آواز تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه در ستایش محبوبی است که فراتر از توصیفات زمینی، در جایگاه حکمرانی بر دل‌ها و جهان هستی قرار دارد. شاعر با بهره‌گیری از مضامین عاشقانه، محبوب را چنان قدرتمند و تاثیرگذار ترسیم می‌کند که حتی گردش چرخ گردون و آسمان بلند نیز در برابر اراده او تسلیم و رام هستند.

مضمون اصلی، تجلی قدرت عشق است که در کلام، هنر و روح آدمی نفوذ کرده و تمامی کائنات را به ستایش درگاه محبوب درآورده است. این سروده، ستایشی شورانگیز از زیبایی است که هم مرزهای عقل را در می‌نوردد و هم قلمرو حیات و زمان را به تسخیر خود درآورده است.

معنای روان

ماهرویا در جهان آوازهٔ تست کارهای عاشقان ناساخته از ساز تست

ای کسی که چهره‌ای چون ماه داری، آوازه و شهرت تو در سراسر جهان پیچیده است؛ و تمام امور زندگی عاشقان، تنها با اشاره و ساز تو سامان می‌یابد.

نکته ادبی: ماهرویا: استعاره از محبوب. ناساخته از ساز: کنایه از اینکه امور بدون اراده او به سرانجام نمی‌رسد.

هر کجا نظمیست شیرین قصه های عشق تست هر کجا نثریست زیبا نامهای ناز تست

هر جا شعر شیرین و دلنشینی دیده می‌شود، سخن از داستان‌های عشق توست؛ و هر جا نوشته‌ای زیبا و آراسته به چشم می‌آید، زینت‌بخش آن، نام تو و کرشمه‌های توست.

نکته ادبی: نظم و نثر در تقابل با هم، نشان‌دهنده فراگیری شهرت محبوب در همه اقسام ادبی است.

باز عشقت جمله باز آن را چو تیهو صید کرد هست عالی همت آن بازی که صید باز تست

شاهین عشق تو، تمام مردمان را همچون کبکی شکار کرد؛ چقدر والا و بلندمرتبه است آن شاهین عشقی که چنین شکاری (دلی عاشق) را صید کرده است.

نکته ادبی: باز: به معنای شاهین شکاری است که در ادبیات کلاسیک نماد عشقِ پرقدرت و چیره است.

صدهزاران دل فدا بادا دلی را کو ز عشق سال و ماه و روز و شب مشغول شاهد باز تست

صدها هزار جان فدای آن دلی که شب و روز خود را در راه عشق و تماشای چهره زیبای تو سپری می‌کند.

نکته ادبی: شاهد باز: کسی که به تماشای زیبارویان می‌پردازد و غرق در معشوق است.

دلبرا دلهای مردان جمله ملک غنج تست گلرخا جانهای پاکان جمله ملک ناز تست

ای دلبری که دلهای مردان، قلمرو ناز و کرشمه‌های توست؛ و ای گلرخ که جان‌های پاک و وارسته، همگی ملک بی‌چون و چرای زیبایی و ناز تو هستند.

نکته ادبی: ملک غنج و ملک ناز: اضافه تشبیهی که نشان می‌دهد دل و جان انسان‌ها دارایی معشوق است.

آسمان تند و سرکش زیر دست و رام تست روزگار تند و توسن دایهٔ انباز تست

حتی آسمان سرکش و بلند، در برابر اراده تو رام و فرمان‌بردار است؛ و روزگار ناآرام و توسن، همچون دایه‌ای برای تو خدمت می‌کند.

نکته ادبی: توسن: اسب سرکش. دایه انباز: دایه‌ای که مراقب و همراه است.

هر کجا چشمیست بینا بارگاه عشق تست هر کجا گوشیست والا عاشق آواز تست

هر چشمی که حقیقت‌بین است، به درگاه عشق تو می‌نگرد؛ و هر گوشی که شایسته شنیدن حقایق است، مشتاق شنیدن نوای توست.

نکته ادبی: بارگاه: به معنای درگاه و پیشگاه است که اشاره به جایگاه رفیع معشوق دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاهین عشق

عشق به شاهینی تشبیه شده که دل‌ها را همچون کبک شکار می‌کند.

کنایه ملک غنج و ملک ناز

کنایه از تسلط کامل و بی‌چون و چرای زیبایی محبوب بر احساسات و روح آدمیان.

تضاد آسمان سرکش / زیر دست و رام

تضاد میان سرکشی آسمان و رام بودن آن در برابر محبوب، برای نشان دادن قدرت معشوق.