دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۹

سنایی
ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را تا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را
ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی خاک ره باید شمردن دولت پرویز را
دین زردشتی و آیین قلندر چند چند توشه باید ساختن مر راه جان آویز را
هر چه اسبابست آتش در زن و خرم نشین بدرهٔ ناداشتی به روز رستاخیز را
زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس را وین گروه لاابالی جان عشق انگیز را
ساقیا زنجیر مشکین را ز مه بردار زود بر رخ زردم نه آن یاقوت شکر ریز را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل سرشار از نگاهی رندانه و عرفانی به جهان هستی است که در آن شاعر با بیانی صریح و جسورانه، بر بی‌اعتباریِ تعلقات دنیوی و ظاهر‌گرایی‌های مذهبی خط بطلان می‌کشد. هدف اصلی، دعوت به رهایی از بندهای تعلقاتِ مادی و زهدِ ریایی است تا آدمی بتواند با روحی آزاده، در مسیر عشق و حقیقت گام بردارد.

فضای حاکم بر این سروده، شور و اشتیاقی است که در آن، تقابل میانِ زاهدانِ ظاهر‌بین و رندانِ عاشق‌پیشه به تصویر کشیده شده است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهایی چون می و معشوق، خواننده را به یک دگرگونی درونی و نادیده گرفتنِ جلالِ دنیوی دعوت می‌کند تا به آنچه جاودانه است، یعنی جانِ عشق‌انگیز و رهایی، دست یابد.

معنای روان

ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را تا زمانی کم کنم این زهد رنگ آمیز را

ساقی، شرابی به من بده که تنها می قادر است این پرهیزگاریِ ساختگی را درهم بشکند؛ چرا که می‌خواهم برای مدتی هم که شده، این زهد و تقوای ظاهری و فریبنده را از خود دور کنم.

نکته ادبی: زهد رنگ‌آمیز کنایه از زهد و پارسایی آمیخته با ریا و تظاهر است که در آن حقیقت با رنگ و لعابِ فریبنده پوشانده شده است.

ملکت آل بنی آدم ندارد قیمتی خاک ره باید شمردن دولت پرویز را

پادشاهی و قدرتِ تمام فرزندان آدم، هیچ ارزش و اعتباری ندارد؛ چنان‌که باید شکوه و جلالِ پادشاهیِ خسرو پرویز را نیز به مانند غباری بی‌مقدار بر سر راه نگریست.

نکته ادبی: پرویز در اینجا اسم خاص و نمادِ قدرتِ مادی و سیاسی است که در برابر گذر زمان، هیچ‌گونه دوام و ارزشی ندارد.

دین زردشتی و آیین قلندر چند چند توشه باید ساختن مر راه جان آویز را

بحث و مجادله میانِ دینِ زردشتی و طریقتِ قلندری چه سودی دارد؟ این‌ها تنها پوسته‌ای بیش نیستند؛ باید به فکرِ توشه‌اندوزی برای سفرِ دشوار و جان‌کاهِ ابدیت و حقیقت بود.

نکته ادبی: راه جان‌آویز استعاره از طریقِ دشوارِ سلوک است که با جان آدمی سر و کار دارد و او را درگیر می‌کند.

هر چه اسبابست آتش در زن و خرم نشین بدرهٔ ناداشتی به روز رستاخیز را

تمامیِ دلبستگی‌ها و اسبابِ دنیوی را به آتش بکش و با خاطری آسوده و خرم زندگی کن؛ چرا که انباشتنِ مال و ثروت برای روزِ رستاخیز، راه به جایی نمی‌برد و باید با دستی تهی و روحی رها به آن دیار رفت.

نکته ادبی: بدره کیسهٔ زر است و ناداشتی به معنای نداشتن و فقرِ اختیاری است که در عرفان ستوده شده است.

زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس را وین گروه لاابالی جان عشق انگیز را

زاهدان و اصلاح‌گرانِ دین، تنها به دنبالِ آسایش و لذت‌های بهشتی هستند، اما این گروهِ بی‌پروا و آزاده (رندان)، تنها در پیِ جانِ عشق‌انگیز و لذتِ معنوی هستند.

نکته ادبی: لاابالی در اصطلاح عرفانی به کسانی گفته می‌شود که از قیودِ ظاهری و شرعیِ مصلحت‌اندیشانه رها شده و تنها به عشق می‌اندیشند.

ساقیا زنجیر مشکین را ز مه بردار زود بر رخ زردم نه آن یاقوت شکر ریز را

ساقیا، این زلفِ سیاه و پیچ‌درپیچ را هرچه زودتر از چهره‌ی ماه گونه‌ی معشوق کنار بزن و آن لبانِ یاقوتیِ شیرین‌سخن را بر گونه‌ی زرد و رنجورِ من بگذار.

نکته ادبی: زنجیر مشکین استعاره‌ای برای گیسوی سیاه و بلند معشوق است که مانعِ دیدنِ رخسارِ او شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره زنجیر مشکین

اشاره به گیسوی سیاه و تاب‌دار معشوق که مانند زنجیری مانعِ دیدنِ چهره است.

کنایه زهد رنگ‌آمیز

کنایه از زهدِ همراه با ریا و تظاهر که واقعی نیست و فقط رنگ و بویی از تقوا دارد.

نماد پرویز

نمادِ شکوه، ثروت و قدرتِ مادی که در نظر عارف بی‌مقدار است.

تضاد زاهدان و لاابالی

تقابل میانِ دین‌دارانِ ظاهر‌گرا و عارفانِ رند و بی‌قید و بند که در پیِ عشقِ درونی هستند.