مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۵۰

سعدی
فردا که به نامهٔ سیه درنگری بس دست تحسر که به دندان ببری
بفروخته دین به دنیی از بیخبری یوسف که به ده درم فروشی چه خری؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در پیِ هشداری جدی درباره عواقبِ نادیده گرفتن ارزش‌های معنوی در ازای بهره‌های گذرای دنیوی است. شاعر با تکیه بر مفهومِ پشیمانیِ ناگزیر در روزِ حساب، مخاطب را به اندیشه درباره بهای گزافِ از دست دادنِ ایمان و راستی فرا می‌خواند.

شاعر با بهره‌گیری از نمادهایِ اسطوره‌ای و آرایه‌هایِ کنایی، پوچیِ معامله‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن، گوهرِ باارزشِ دین به بهایی ناچیزِ دنیوی فروخته می‌شود؛ این کلام، دعوتِ صریحی است به آگاهی و خردمندی در انتخاب‌های بنیادینِ زندگی.

معنای روان

فردا که به نامهٔ سیه درنگری بس دست تحسر که به دندان ببری

در روز بازپسین، هنگامی که کارنامه اعمال خود را می‌نگری که سیاه از گناه است، از شدت پشیمانی چنان در اندوه فرو می‌روی که دست حسرت به دندان می‌گزی.

نکته ادبی: نامه سیه کنایه از کارنامه اعمال گناه‌آلود است. گزیدن دست به دندان، کنایه مشهور از شدت پشیمانی و افسوس خوردن است.

بفروخته دین به دنیی از بیخبری یوسف که به ده درم فروشی چه خری؟

به سبب نادانی و بی‌خبری، دین و ایمان خود را به بهای ناچیزِ امور دنیوی فروخته‌ای؛ کسی که یوسفِ باارزش را به بهای اندکِ ده درهم می‌فروشد، آیا به جز نادانی و حماقت، صفت دیگری دارد؟

نکته ادبی: اشاره به داستان قرآنی حضرت یوسف است که برادرانش او را به بهای اندک فروختند. این بیت به نقد معامله دین با دنیا می‌پردازد.

آرایه‌های ادبی

کنایه نامه سیه

اشاره به کارنامه اعمال فرد که سرشار از خطا و گناه است.

کنایه دست تحسر به دندان بردن

نمایانگر اوج پشیمانی و اندوه عمیق درونی.

تلمیح یوسف که به ده درم فروشی

اشاره به داستان حضرت یوسف که به ثمن بخس فروخته شد؛ نماد از دست دادن ارزش‌های والا در ازای مادیات ناچیز.