مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴۹

سعدی
گر سنگ همه لعل بدخشان بودی پس قیمت سنگ و لعل یکسان بودی
گر در همه چاهی آب حیوان بودی دریافتنش بر همه آسان بودی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به یکی از بنیادهای فلسفیِ ارزش‌گذاری در زندگی اشاره دارند و آن اصلِ کمیابی است. شاعر با زبانی تمثیلی بیان می‌کند که ارزشِ هر پدیده یا گوهرِ گران‌بها، در گروِ دشواریِ دسترسی به آن است.

در دیدگاه شاعر، اگر نعمتی یا حقیقتی در دسترسِ همگان باشد و به سهولت به دست آید، دیگر جایگاهِ والا و ارزشِ متمایزِ خود را از دست می‌دهد. بنابراین، سختیِ راه و کمیابیِ مقصد، دو رویِ سکه‌یِ ارزش و اهمیت هستند.

معنای روان

گر سنگ همه لعل بدخشان بودی پس قیمت سنگ و لعل یکسان بودی

اگر تمام سنگ‌های معمولی، همچون لعل‌های قیمتیِ بدخشان می‌بودند، در آن صورت ارزش و بهای سنگِ عادی و لعلِ گران‌بها با هم برابر می‌شد و دیگر لعل، ارزشی برتر نداشت.

نکته ادبی: در این بیت از ساختار شرطیِ «بودی» برای بیان یک فرض محال استفاده شده است. «لعل بدخشان» نمادی از کمیابی و ارزشِ ذاتی است.

گر در همه چاهی آب حیوان بودی دریافتنش بر همه آسان بودی

اگر در هر چاه و حفره‌ای، «آب حیات» (که نماد جاودانگی و آگاهیِ متعالی است) وجود داشت، رسیدن به آن برای همه ساده می‌شد و دیگر کسبِ این کمال، افتخاری محسوب نمی‌شد.

نکته ادبی: «آب حیوان» یا همان آب حیات، اصطلاحی استعاری است که در ادب فارسی به چشمه‌ای اساطیری اشاره دارد که هر کس از آن بنوشد، جاودانه می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه لعل بدخشان

اشاره به یاقوت‌های گران‌بهای معدن بدخشان که در ادبیات فارسی نماد زیبایی، کمیابی و ارزشِ ذاتی است.

تلمیح آب حیوان

اشاره به داستان‌های اساطیری درباره‌ی چشمه‌ی حیات که در ظلمات پنهان است و رسیدن به آن مستلزمِ تلاش و رنج است.

موازنه منطقی ساختار شرطی ابیات

شاعر با ایجادِ شباهت در ساختارِ شرطیِ هر دو بیت، حکمِ کلیِ خود را مبنی بر رابطه معکوسِ فراوانی و ارزش به مخاطب القا می‌کند.