مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴۶

سعدی
روزی دو سه شد که بنده ننواخته ای اندیشه به ذکر وی نپرداخته ای
زان می ترسم که دشمنان اندیشند کز چشم عنایتم بینداخته ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی گلایه‌آمیز و سرشار از دلتنگی، از بی‌توجهی و دوریِ محبوب سخن می‌گوید. او نگران است که این سکوت و دوریِ طولانی، فرصتی برای دشمنان فراهم آورد تا گمان کنند که محبوب دیگر به او توجهی ندارد و او را از دایره لطف خود رانده است.

مضمون اصلی شعر، بیانِ اضطرابِ عاشق از نادیده گرفته‌شدن توسط یار و بیم از قضاوتِ بدخواهان است. این ابیات، تجلیِ پیوندِ عاطفی میان عاشق و معشوق را به تصویر می‌کشد که در آن، نگاهِ پرمهرِ محبوب، یگانه پناهِ عاشق است.

معنای روان

روزی دو سه شد که بنده ننواخته ای اندیشه به ذکر وی نپرداخته ای

چند روزی است که به من که در بند و دلبسته‌ی تو هستم، هیچ لطف و توجهی نکرده‌ای و یادی از من در خاطر نداشته‌ای.

نکته ادبی: واژه «نواختن» در متون کهن به معنای دلجویی، مهربانی کردن و مورد لطف قرار دادن است.

زان می ترسم که دشمنان اندیشند کز چشم عنایتم بینداخته ای

از این نگرانم که بدخواهان گمان کنند که تو مرا از دایره‌ی نگاه پرمهر و توجهِ خودت بیرون رانده‌ای و دیگر دوستم نداری.

نکته ادبی: «چشم عنایت» استعاره‌ای است از توجه، التفات و نگاهی که از سرِ لطف و محبت به عاشق می‌شود.

آرایه‌های ادبی

کنایه چشم عنایتم بینداخته ای

کنایه از طرد کردن، بی‌اعتنایی و خروجِ فرد از دایره‌ی لطف و توجهِ محبوب.

مجاز و تمثیل بنده

استفاده از واژه‌ی بنده برای خود، نشان‌دهنده‌ی تسلیمِ مطلقِ عاشق در برابر اراده و محبتِ محبوب است.