مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴۱

سعدی
چون ما و شما مقارب یکدگریم به زان نبود که پردهٔ هم ندریم
ای خواجه تو عیب من مگو تا من نیز عیب تو نگویم که یک از یک بتریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده‌ها به نکوهش غیبت، پرده‌دری و قضاوت درباره دیگران می‌پردازد. شاعر با لحنی واقع‌گرایانه و خردمندانه، بر این نکته تأکید می‌کند که چون همگان کم‌وبیش دچار نقص و لغزش هستند، سزاوار نیست که در پی رسوا کردن یکدیگر برآیند.

در حقیقت، این ابیات دعوتی است به مدارا، پرده‌پوشی و گذشت متقابل؛ چرا که سلامت روابط انسانی در گرو احترام به حریم یکدیگر و نادیده گرفتن لغزش‌های هم‌نوعان است.

معنای روان

چون ما و شما مقارب یکدگریم به زان نبود که پردهٔ هم ندریم

اکنون که ما و شما به هم نزدیک و هم‌شأن هستیم، چه کاری بهتر از این است که پرده‌دری نکنیم و اسرار و معایب یکدیگر را نزد دیگران فاش نسازیم.

نکته ادبی: مقارب در زبان کهن به معنای نزدیک و هم‌تراز است. عبارت پرده ندریم کنایه از حفظ آبرو و اسرار یکدیگر است.

ای خواجه تو عیب من مگو تا من نیز عیب تو نگویم که یک از یک بتریم

ای دوست و ای بزرگوار! تو زبان به عیب‌جویی من مگشا تا من نیز در مقابل، عیب تو را بازگو نکنم؛ چرا که هر دوی ما در نقص و کاستی، دست‌کمی از دیگری نداریم و هر دو به یک اندازه خطاکاریم.

نکته ادبی: خواجه واژه‌ای است که در ادبیات کهن برای خطاب قرار دادن بزرگان یا مخاطب به کار می‌رود. بتر صورت قدیمی بدتر است.

آرایه‌های ادبی

کنایه پرده دریدن

استعاره از فاش کردن اسرار، آبرو بردن و آشکار کردن عیب‌های پنهانی دیگران.

موازنه و تقابل تو عیب من مگو تا من نیز عیب تو نگویم

ایجاد توازن در کلام برای نشان دادن عمل متقابل و برقراری عدل و انصاف در قضاوت.