مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳۶

سعدی
چون زهرهٔ شیران بدرد نالهٔ کوس بر باد مده جان گرامی به فسوس
با آنکه خصومت نتوان کرد بساز دستی که به دندان نتوان برد ببوس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات حاوی مضامین حکمی و اندرزهای خردمندانه در باب سیاستِ بقا و خویشتن‌داری در برابر ناملایمات است. شاعر با زبانی صریح به مخاطب گوشزد می‌کند که در کشاکشِ روزگار، حفظِ جان و مصلحت‌اندیشی بر ستیزه‌جوییِ بی‌ثمر مقدم است و شناختِ توانِ خود در برابرِ قدرت‌های برتر، کلیدِ رهایی از مهلکه‌هاست.

در واقع، فضای این کلام مشحون از واقع‌گرایی است؛ جایی که عقلِ معاش حکم می‌کند برای در امان ماندن از گزندِ حوادث و حریفانِ قدر، باید از غرور پرهیز کرد و راهِ مدارا را در پیش گرفت.

معنای روان

چون زهرهٔ شیران بدرد نالهٔ کوس بر باد مده جان گرامی به فسوس

هنگامی که صدای کوسِ جنگ چنان هولناک است که حتی دلِ شیران و شجاعان را از ترس می‌لرزاند، جانِ گران‌بهای خود را با بی‌تدبیری و برای امورِ بی‌ارزش به دستِ نابودی مسپار.

نکته ادبی: زهره در ادبِ فارسی استعاره از کیسه صفراست که در باور قدما جایگاهِ شجاعت بوده و دریدنِ آن کنایه از ترسِ شدید و مرگ است. فسوس به معنای حسرت و افسوس است.

با آنکه خصومت نتوان کرد بساز دستی که به دندان نتوان برد ببوس

با کسی که توانِ دشمنی و پیروزی بر او را نداری، از درِ سازش و مدارا وارد شو؛ دستی که قدرتِ آسیب رساندن به آن را نداری، باید به نشانه‌ی احترام و تسلیم ببوسی.

نکته ادبی: این بیت دربردارنده‌ی ضرب‌المثلی مشهور است که بر واقع‌گرایی در روابطِ انسانی و پرهیز از درگیری‌های بیهوده با قدرتمندان دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه زهره شیران بدرد

اشاره به ایجادِ ترسِ شدید و وحشت در میانِ دلاوران و جنگجویان.

ضرب‌المثل دستی که به دندان نتوان برد ببوس

تمثیلی برای ضرورتِ سازش و صلح با حریفِ قدرتمند وقتی پیروزی ممکن نیست.

استعاره بر باد دادن جان

کنایه از به هدر دادن و تباه کردن عمر و هستی با بی‌مبالاتی.