مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۳۴

سعدی
گر آدمیی بادهٔ گلرنگ بخور بر نالهٔ نای و نغمهٔ چنگ بخور
گر بنگ خوری چو سنگ مانی بر جای یکباره چو بنگ می خوری سنگ بخور

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتابی از اندیشه‌ی خیامی و دعوت به غنیمت شمردن دم و انتخاب لذت‌های پویا و حیات‌بخش است. شاعر در این قطعات، تقابلی میان باده‌نوشی که با موسیقی و شور و حال همراه است و مصرف بنگ که فرد را به ورطه‌ی سکون و بی‌تحرکی می‌کشاند، ترسیم می‌کند.

پیام اصلی این سروده‌ها، فراخوانِ انسان به هوشیاری در انتخاب شیوه‌ی زیستن است؛ بدین معنا که اگر هدف، دست‌یابی به حالِ خوش و بهره‌مندی از لحظات عمر است، باید از آنچه آدمی را به موجودی کرخت و سنگی تبدیل می‌کند، پرهیز کرد و به سوی شادی‌های اصیل روی آورد.

معنای روان

گر آدمیی بادهٔ گلرنگ بخور بر نالهٔ نای و نغمهٔ چنگ بخور

اگر حقیقتاً بهره‌ای از انسانیت داری، شراب سرخ‌رنگ بنوش و این کار را در حالی انجام ده که به نوای دل‌انگیز ساز و آواز گوش سپرده‌ای.

نکته ادبی: واژه «گلرنگ» صفتی برای شراب به معنای سرخ‌فام است و در این سیاق، نمادی از شور و حرارت زندگی محسوب می‌شود که با هنر (موسیقی) پیوند دارد.

گر بنگ خوری چو سنگ مانی بر جای یکباره چو بنگ می خوری سنگ بخور

اگر بنگ مصرف کنی، همچون سنگ در یک‌جا بی‌حرکت می‌مانی؛ پس اگر بناست چیزی بخوری که تو را به این میزان از بی‌تحرکی و جمود برساند، همان بهتر که سنگ بخوری!

نکته ادبی: تشبیه به سنگ در اینجا کنایه از بی‌ارادگی، رکود و از دست دادن قوای حیاتی و ذهنی است که در اثر استعمال مواد مخدر رخ می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) باده گلرنگ در برابر بنگ

شاعر با تقابل این دو ماده، میان نشاطِ برآمده از باده و رکودِ ناشی از بنگ تضاد معنایی ایجاد کرده است.

کنایه سنگ مانی

کنایه از بی‌حرکتی، سکون مطلق و از دست دادن حواس و قوای انسانی در اثر رخوت.

طنز گزنده یکباره چو بنگ می خوری سنگ بخور

به‌کارگیری نوعی طنز برای نشان دادن پوچیِ استفاده از موادی که انسان را از حالتِ پویاییِ انسانی خارج کرده و به جمود می‌رساند.