مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۲۸

سعدی
داد طرب از عمر بده تا برود تا ماه برآید و ثریا برود
ور خواب گران شود بخسبیم به صبح چندانکه نماز چاشت از ما برود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندیشه‌ای غنیمت‌شمارانه است که بر پایه گذرایی عمر و لزوم بهره‌مندی از لحظات حال بنا شده است. شاعر با زبانی صریح، مخاطب را به دوری از رنج و غصه و روی آوردن به شادی و آرامش دعوت می‌کند.

در این فضا، تعهداتِ دنیوی و اخروی در برابرِ نیازِ وجودیِ انسان به زیستن در لحظه، رنگ می‌بازد و این نوع نگاه، شکلی از پذیرشِ ناپایداریِ جهانِ هستی به خود می‌گیرد که با رویکردِ رندانه و بی‌خیالیِ شاعرانه پیوند خورده است.

معنای روان

داد طرب از عمر بده تا برود تا ماه برآید و ثریا برود

حق شادی و نشاط را از عمر بستان و پیش از آنکه عمر به پایان برسد و از دست برود، به عیش و نوش مشغول باش؛ همان‌طور که ماه و ثریا نیز در آسمان در حال حرکت و گذر هستند و در جای خود باقی نمی‌مانند.

نکته ادبی: داد به معنای حق و سهم است. دادِ طرب دادن یعنی حق شادی را ادا کردن. طرب نیز به معنای شادی و نشاط همراه با شور است.

ور خواب گران شود بخسبیم به صبح چندانکه نماز چاشت از ما برود

و اگر سنگینی خواب بر ما چیره شد، تا صبح در خواب می‌مانیم؛ حتی اگر به این بهانه، فرصت انجام نماز چاشت و بیداریِ سحرگاهی از دست ما برود.

نکته ادبی: نماز چاشت یا نماز ضحی، نمازی است که در وقت بالا آمدن خورشید تا قبل از ظهر خوانده می‌شود و در اینجا به معنای نمادِ وظایفِ شرعی و دینی در برابرِ میلِ به استراحت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه ماه برآید و ثریا برود

کنایه از گذر سریع زمان و ناپایداری ایام که مانند ستارگان در حالِ دائم‌الحرکت بودن هستند.

تضاد محتوایی خواب گران و نماز چاشت

تقابل میان لذتِ دنیوی (خواب) و انجامِ وظیفه شرعی که نشان‌دهنده غلبه‌ی رویکردِ رندانه و بی‌خیالیِ شاعر نسبت به قیود است.