مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۹

سعدی
نه هر که ستم بر دگری بتواند بیباک چنانکه می رود می راند
پیداست که امر و نهی تا کی ماند ناچار زمانه داد خود بستاند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به ناپایداری ظلم و قدرت‌های دنیوی اشاره دارد و به انسان‌ها هشدار می‌دهد که قدرت، ابزاری برای بی‌باکی و تعدی به دیگران نیست. شاعر با نگاهی عبرت‌بینانه تأکید می‌کند که زمانه همواره در گردش است و دیر یا زود، عدالت در هستی جاری می‌شود و حق مظلوم از ظالم ستانده خواهد شد.

درونمایه اصلی این سروده، تذکر به قانون لایتغیر هستی است که ستمگری را بی‌پاسخ نمی‌گذارد و به حاکمان و قدرتمندان یادآوری می‌کند که دوران فرمانروایی آنان محدود است و روزگار، خود بهترین داور برای بازستاندن حقوق از دست‌رفته است.

معنای روان

نه هر که ستم بر دگری بتواند بیباک چنانکه می رود می راند

این‌گونه نیست که هر فردی قدرتِ ستم کردن بر دیگران را دارد، بتواند بدون ترس و واهمه، همان‌طور که پیش می‌رود و بر دیگران می‌تازد، به کار خود ادامه دهد.

نکته ادبی: واژه «می‌راند» در اینجا استعاره‌ای از به کار بردن قدرت و پیشرویِ جسورانه در راهِ نادرست است.

پیداست که امر و نهی تا کی ماند ناچار زمانه داد خود بستاند

کاملاً آشکار است که قدرت و فرمان‌راندنِ ظالمانه عمر چندانی ندارد و پایدار نیست؛ چرا که چرخ گردون سرانجام حقِ ستمدیدگان را از ظالمان باز پس می‌گیرد.

نکته ادبی: عبارت «امر و نهی» کنایه از قدرت و سلطه‌گری است و «زمانه» در اینجا شخصیت‌بخشی شده است که گویی خود دارای اراده‌ای برای اجرای عدالت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره می‌راند

به معنای پیش بردنِ امور به زور و ستم است که در اینجا به حرکت یک اسب یا ارابه تشبیه شده است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) زمانه داد خود بستاند

نسبت دادنِ فعلِ گرفتنِ حق (دادستان بودن) به روزگار که مفهومی انتزاعی است.

کنایه امر و نهی

اشاره به قدرت و سلطه که در ادبیات کلاسیک معمولاً برای حاکمان و متولیان امور به کار می‌رود.