مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۸

سعدی
بس چون تو ملک زمانه بر تخت نشاند هر یک به مراد خویشتن ملکی راند
از جمله بماند و دور گیتی به تو داد دریاب که از تو هم چنین خواهد ماند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری تأمل‌برانگیز در باب ناپایداری قدرت و سپری شدن ایام است. شاعر با نگاهی عبرت‌بین به گذشتگان، یادآوری می‌کند که تخت پادشاهی و فرمانروایی بر جهان، دست‌به‌دست می‌چرخد و هیچ‌کس در این مقام جاودانه نمانده است.

مضمون اصلی متن، هشدار به حاکم یا صاحب قدرت است تا بداند آنچه امروز در اختیار اوست، میراثی است که از پیشینیان به او رسیده و فردا نیز به دست آیندگان خواهد رسید؛ لذا شایسته است که با خردمندی و تواضع با این فرصت محدود برخورد کند.

معنای روان

بس چون تو ملک زمانه بر تخت نشاند هر یک به مراد خویشتن ملکی راند

پیش از تو، روزگار پادشاهان بسیاری را بر تخت قدرت نشانده است که هرکدام از آن‌ها بر اساس میل و اراده خود، برای مدتی حکومت کردند و به خواسته‌هایشان رسیدند.

نکته ادبی: واژه «بس» در اینجا به معنای «بسیار» و اشاره به تعدد گذشتگان دارد. «ملک زمانه» ترکیبی استعاری برای اشاره به حکومت و پادشاهی در دنیاست.

از جمله بماند و دور گیتی به تو داد دریاب که از تو هم چنین خواهد ماند

آن حاکمانِ پیشین همگی رفتند و نوبتِ پادشاهی و گردونه‌ی دنیا به تو رسید؛ هوشیار باش و بدان که تو نیز مانند آنان، این تخت و جایگاه را رها خواهی کرد و روزگار از تو نیز عبور خواهد کرد.

نکته ادبی: «دور گیتی» استعاره‌ای از گردش روزگار و چرخش فلک است. کلمه «دریاب» در اینجا به معنای درک کردن و آگاه شدن از حقیقتِ ناپایداری دنیا به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تخت نشاندن

اشاره کنایی به به قدرت رسیدن و حاکم شدن افراد.

استعاره دور گیتی

تمثیلی از گردش روزگار و چرخشِ بی‌وفای فلک که قدرت را از کسی گرفته و به دیگری می‌سپارد.

تضاد و تناسب از جمله بماند و ... از تو هم چنین خواهد ماند

تقابلِ میان بودنِ پیشینیان و رفتنِ آن‌ها برای گوشزد کردنِ سرنوشتِ مشترک همه انسان‌ها.