مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۰

سعدی
نه هر که زمانه کار او دربندد فریاد و جزع بر آسمان پیوندد
بسیار کسا که اندرونش چون رعد می نالد و چون برق لبش می خندد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده رویکردی حکیمانه و صبورانه در مواجهه با دشواری‌های زندگی است. شاعر تأکید دارد که انسان‌ها در برابر فشارهای روزگار واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند و هر کس که در تنگنا قرار می‌گیرد، لزوماً به بی‌تابی و گلایه روی نمی‌آورد.

درون‌مایه اصلی شعر، تضاد میان باطن پرآشوب و رنج‌دیده انسان با ظاهر آرام و شاد اوست. این نگاه نشان‌دهنده درکی عمیق از پیچیدگی‌های روانی آدمی است که چگونه درد درونی، با وجود غلیان و تلاطم، در پس نقابی از چهره‌ای خندان پنهان می‌ماند.

معنای روان

نه هر که زمانه کار او دربندد فریاد و جزع بر آسمان پیوندد

هر فردی که گرفتار مشکلات و سختی‌های زمانه می‌شود، لزوماً شروع به داد و فریاد و شکایت نزد خداوند نمی‌کند.

نکته ادبی: زمانه کار او دربندد، کنایه از تنگنا و سختی به وجود آوردن در زندگی است.

بسیار کسا که اندرونش چون رعد می نالد و چون برق لبش می خندد

او با وجود سختی‌ها، تن به بی‌تابی و جزع و فزع نمی‌دهد و سعی در حفظ آرامش خود دارد.

نکته ادبی: جزع به معنای بی‌تابی و ناله است و پیوند دادن آن به آسمان، کنایه از شکایت نزد خداوند یا تقدیر است.

آرایه‌های ادبی

کنایه زمانه کار او دربندد

کنایه از به وجود آمدن سختی‌ها و گره افتادن در کار و مسیر زندگی انسان.

تشبیه اندرونش چون رعد

تشبیه باطنِ پرآشوب و رنج‌دیده به صدای رعد که نشان‌دهنده حجم بالای غم و اندوه است.

تضاد رعد و برق

استفاده از تضاد (رعد و برق) برای نشان دادن دوگانگی آشوب درونی و آرامش ظاهری.