مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۸

سعدی
ماهی امید عمرم از شست برفت بیفایده عمرم چو شب مست برفت
عمری که ازو دمی به جانی ارزد افسوس که رایگانم از دست برفت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در نکوهشِ هدر دادنِ لحظاتِ عمر و ابرازِ حسرت از گذشتنِ فرصت‌های طلایی سروده شده‌اند. شاعر با لحنی اندوهگین و تأمل‌برانگیز، زندگی را گوهری بی‌بدیل می‌داند که به‌سادگی و بی‌بهره از میان انگشتان لغزیده و به بطالت سپری شده است.

فضای حاکم بر این سروده‌ها، حسرتِ عمیق و بیداریِ پس از غفلت است؛ جایی که گوینده پی می‌برد عمر، کالایی تکرارناشدنی است که چون ماهی از دام صیاد گریخته و در تاریکیِ ناآگاهی و سرمستیِ دنیوی تلف گشته است.

معنای روان

ماهی امید عمرم از شست برفت بیفایده عمرم چو شب مست برفت

امیدهای زندگی‌ام همچون ماهی لغزنده‌ای از قلاب صیادِ عمر گریخت و به یغما رفت؛ عمرم نیز به بی‌ثمری و در غفلت، درست مانند شبی که در سرمستی و بی‌خبری سپری شود، به پایان رسید.

نکته ادبی: شست در اینجا استعاره از قلاب ماهیگیری است که بر لغزندگی و ناپایداریِ فرصت‌ها دلالت دارد.

عمری که ازو دمی به جانی ارزد افسوس که رایگانم از دست برفت

عمری که هر لحظه و دمِ آن ارزشمندتر از جانِ آدمی است، افسوس که آن را مفت و ارزان از کف دادم و هیچ دستاوردِ ارزشمندی از آن نیندوختم.

نکته ادبی: ترکیبِ دمی به جانی ارزد، مبالغه‌ای هنری برای نشان دادنِ ارزشِ حیاتیِ زمان است و رایگان به معنای بی‌بها و بی‌دستاورد به‌کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماهی امید

تشبیه امید به ماهی که صید آن دشوار است و به راحتی از دست می‌گریزد.

تشبیه چو شب مست

مانند کردنِ عمر به شبِ مستی برای نشان دادنِ بیهودگی، غفلت و ناآگاهی از گذشتِ زمان.

مبالغه دمی به جانی ارزد

اغراق در ارزشِ لحظاتِ عمر برای برجسته‌سازیِ حسرتِ از دست دادنِ آن.