مواعظ - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۴

سعدی
گر در همه شهر یک سر نیشترست در پای کسی رود که درویش ترست
با این همه راستی که میزان دارد میلش طرفی بود که آن بیشترست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهندۀ نگاهی تلخ و واقع‌گرایانه به جریانِ ناعادلانۀ روزگار است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌هایی ساده، تبیین می‌کند که چگونه در این جهان، رنج و سختی همواره سهمِ فرودستان و دردمندان می‌شود و عدالتِ صوری، تنها به نفعِ کسانی تمام می‌شود که از تمکّن و سنگینیِ بیشتری برخوردارند.

در فضای این سروده، تقدیر چنان ترسیم شده که گویی بی‌عدالتی، نه یک استثنا، بلکه بخشی از نظامِ جاریِ هستی است. نگاه شاعر، نگاهی نقادانه به سازوکارِ نابرابرِ اجتماع است که در آن، عدالتِ ادعایی در برابرِ قدرت و ثروت رنگ می‌بازد.

معنای روان

گر در همه شهر یک سر نیشترست در پای کسی رود که درویش ترست

اگر در کلِ یک شهر تنها یک ابزارِ تیز و برنده‌ (مانند نیشتر) وجود داشته باشد، تقدیر چنان است که حتماً به پای کسی فرو می‌رود که از همه فقیرتر و بیچاره‌تر است.

نکته ادبی: نیشتر در اینجا نمادِ بلا و مصیبت است و درویش در این بیت به معنایِ تهیدست و بینوایی است که بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارد.

با این همه راستی که میزان دارد میلش طرفی بود که آن بیشترست

ترازویِ عدالت، با وجودِ آنکه ذاتاً ابزاری برای سنجشِ برابر و درست است، اما در عمل، همواره به سمتی سنگینی می‌کند که کفه آن سنگین‌تر است.

نکته ادبی: میزان در ادبیات کلاسیک نمادِ عدل و انصاف است، اما در اینجا شاعر با تضادی طنزآمیز، از کارکردِ واقعیِ آن (وزن‌کشی) برای نقدِ واقعیتِ ناعدلانه بهره برده است.

آرایه‌های ادبی

نمادپردازی نیشتر

استفاده از ابزارِ جراحی به عنوان نمادی برای رنج و مصیبتِ غیرمنتظره.

تمثیل میزان

به‌کارگیریِ ترازویِ عدالت برای نشان دادنِ این واقعیت که در جهانِ مادی، قدرت و توانگری حرفِ اول را می‌زند.

کنایه در پای کسی رود

کنایه از درگیر شدنِ فرد با مشکلات و مصائبِ زندگی.