مواعظ - غزلیات

سعدی

غزل ۵۱

سعدی
برخیز تا طریق تکلف رها کنیم دکان معرفت به دو جو بر بها کنیم
گر دیگر آن نگار قبا پوش بگذرد ما نیز جامه های تصوف قبا کنیم
هفتاد زلت از نظر خلق در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنیم
آن کو به غیر سابقه چندین نواخت کرد ممکن بود که عفو کند گر خطا کنیم
سعدی وفا نمی کند ایام سست مهر این پنجروز عمر بیا تا وفا کنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزلِ زیبا، دعوتی است به رهایی از قیدوبندهای ظاهر‌پرستانه و ریاکارانه‌ای که ذهن و جانِ آدمی را به بند می‌کشد. شاعر با زبانی صریح و نقادانه، مخاطب را به سویِ اصالتِ انسانی، صداقت در رفتار و بازگشت به اصلِ عشق فرامی‌خواند و ریاکاری را در هر لباسی، حتی لباسِ معرفت، نکوهیده می‌شمارد.

همچنین، نگاهِ گذرا و عبرت‌آمیزِ شاعر به روزگار، یادآورِ بی‌ثباتیِ جهان است. او از این ناپایداری به عنوان فرصتی برای تمرینِ وفاداری و عشق‌ورزی استفاده می‌کند تا به جایِ هدر دادنِ عمر در راهِ تعلّقاتِ بیهوده، دمی را با اخلاص و مهر سپری کند.

معنای روان

برخیز تا طریق تکلف رها کنیم دکان معرفت به دو جو بر بها کنیم

برخیز تا رفتارهای متصنّع و ظاهر‌سازی‌های بی‌مورد را کنار بگذاریم و آن بساطِ پر‌طمطراقی را که به نامِ معرفت و عرفانِ ظاهری برپا کرده‌ایم، بی‌ارزش و حقیر بدانیم.

نکته ادبی: طریق تکلف به معنای راهِ دشوار‌سازیِ بی‌مورد و تظاهر است و دکان معرفت استعاره از بساطِ ریاکارانه است.

گر دیگر آن نگار قبا پوش بگذرد ما نیز جامه های تصوف قبا کنیم

اگر آن محبوبِ زیباروی که جامه‌ای خوش‌دوخت به تن دارد، از کنارمان بگذرد، ما نیز جامه‌های زهد و تصوّف‌مان را کنار می‌گذاریم و برای همراهی با او، همه چیز را فدا می‌کنیم.

نکته ادبی: قبا کردن در اینجا کنایه از دریدنِ لباسِ ریا و آزاد شدن از قیودِ ظاهری است.

هفتاد زلت از نظر خلق در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنیم

داشتنِ هفتاد گناهِ پنهان که از چشمِ مردم دور مانده است، بسیار بهتر و پسندیده‌تر از آن عبادتی است که تنها برای خودنمایی و کسبِ شهرت در نزدِ مردم انجام شود.

نکته ادبی: زلت به معنای لغزش و خطا است و تضادی میان پنهان بودن و جلوه‌گری ایجاد شده است.

آن کو به غیر سابقه چندین نواخت کرد ممکن بود که عفو کند گر خطا کنیم

خداوندی که بدون هیچ‌گونه سابقه و شایستگی از جانبِ ما، این‌همه لطف و بخشش در حقمان کرده است، قطعاً این توانایی را دارد که اگر خطایی از ما سر زد، آن را نادیده بگیرد و ببخشاید.

نکته ادبی: سابقه در اینجا به معنی پیشینه و استحقاقِ عملی است که شاعر آن را نفی می‌کند.

سعدی وفا نمی کند ایام سست مهر این پنجروز عمر بیا تا وفا کنیم

ای سعدی، روزگارِ بی‌مهر هرگز به عهدِ خود وفا نمی‌کند؛ پس بیا تا در این عمرِ کوتاهِ چند‌روزه، ما خود پیش‌قدم شویم و با عشق و زندگی با وفاداری رفتار کنیم.

نکته ادبی: سست‌مهر صفتی است که به ناپایداری و بی‌وفاییِ دنیا اشاره دارد و سعدی خود را مخاطب قرار می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

استعاره دکان معرفت

اشاره به بساطِ ریاکارانه و دنیایِ تظاهر به دانایی که شاعر آن را بی‌ارزش می‌شمارد.

کنایه جامه های تصوف قبا کنیم

کنایه از ترکِ زهدِ ظاهری و ریاکارانه برای رسیدن به حقیقتی بالاتر.

تشخیص ایام سست مهر

تشبیه روزگار به معشوقی بی‌وفا که بر سرِ عهد و پیمانِ خود نمی‌ماند.