مواعظ - غزلیات

سعدی

غزل ۴۷

سعدی
خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم
بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم
ما کشتهٔ نفسیم و بس آوخ که برآید از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم
افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم
دنیا که درو مرد خدا گل نسرشتست نامرد که ماییم چرا دل بسرشتیم
ایشان چو ملخ در پس زانوی ریاضت ما مور میان بسته دوان بر در و دشتیم
پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
واماندگی اندر پس دیوار طبیعت حیفست دریغا که در صلح بهشتیم
چون مرغ برین کنگره تا کی بتوان خواند یک روز نگه کن که برین کنگره خشتیم
ما را عجب ار پشت و پناهی بود آن روز کامروز کسی را نه پناهیم و نه پشتیم
کر خواجه شفاعت نکند روز قیامت شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم
باشد که عنایت برسد ورنه مپندار با این عمل دوزخیان کاهل بهشتیم
سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر، تأملی ژرف و اندوهناک در گذر عمر و رویارویی انسان با نتایج اعمال خویش است. شاعر با زبانی فروتنانه، از فرصت‌های از دست رفته و دل‌بستگی به امور ناپایدار دنیوی ابراز پشیمانی می‌کند و بر این حقیقت تأکید می‌ورزد که اعمال دنیوی بشر، به تنهایی برای رسیدن به رستگاری اخروی کفایت نمی‌کند.

در این ابیات، غلبهٔ نفس و دلبستگی به خواهش‌های مادی، به عنوان مانع اصلی کمال معرفی شده است. شاعر با رویکردی عارفانه، تنها امید رهایی و رستگاری را نه در اعمال خود، بلکه در پرتو لطف و عنایت بی‌کران الهی می‌بیند و با بیانی تمثیلی، ناپایداری حیات و ضرورت بیداری پیش از مرگ را گوشزد می‌کند.

معنای روان

خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم

ما با اعمال نادرست خود، بذر خار کاشتیم، پس انتظار برداشت خرما (ثمره شیرین) را نداریم؛ همچنین با کارهای بی‌ارزش خود، پشم نامرغوب ریسیدیم، پس نمی‌توان از آن پارچه دیبای گران‌بها ساخت.

نکته ادبی: بهره‌گیری از دو تمثیل متناظر برای بیان قانون علت و معلول در کردار انسان.

بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم

ما برای گناهانمان طلب بخشش نکردیم و در کنار گناهان بزرگمان، کار خیر و پسندیده‌ای نیز انجام ندادیم تا ترازوی اعمالمان سنگین شود.

نکته ادبی: استفاده از واژگان عربی (معاصی، کبائر، حسنات) برای تأکید بر فضای اخلاقی و دینی کلام.

ما کشتهٔ نفسیم و بس آوخ که برآید از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم

ما اسیر خواهش‌های نفسانی خود هستیم و افسوس که در روز قیامت، با حسرت خواهیم گفت که چرا در دنیا جلوی این نفسِ سرکش را نگرفتیم.

نکته ادبی: «کشتهٔ نفس» به معنای مغلوب و اسیرِ هواهای نفسانی بودن است.

افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم

افسوس بر این عمر ارزشمند که بیهوده هدر رفت؛ چرا که ما از کوتاهی‌ها و خطاهای خود برنگشتیم و توبه نکردیم.

نکته ادبی: «از سرِ تقصیر گذشتن» کنایه از توبه و جبران خطاهاست.

دنیا که درو مرد خدا گل نسرشتست نامرد که ماییم چرا دل بسرشتیم

دنیا جایگاهی است که مردان خدا هیچ دلبستگی و تعلقی به آن ندارند، اما ما که بویی از مردانگی (در راه حق) نبرده‌ایم، چرا دل به این دنیای فانی بسته‌ایم؟

نکته ادبی: «گل نسرشتن» کنایه از دلبسته نشدن و آلوده نشدن به تعلقات دنیوی است.

ایشان چو ملخ در پس زانوی ریاضت ما مور میان بسته دوان بر در و دشتیم

عارفان و مردان خدا مانند ملخ، در گوشه‌ای به ریاضت و عبادت نشسته‌اند، اما ما مانند مورچه‌ها، با حرص و ولع در این دنیا به دنبال مال و مقام می‌دویم.

نکته ادبی: تشبیه «ملخ» برای سکون و ریاضت عارفانه و «مور» برای تکاپوی حرص‌آلود دنیوی.

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم

جوانی و پیری مانند شب و روز پشت سر هم می‌آیند، اما ما در این چرخه، غرق در خواب غفلت بودیم و بیدار نشدیم.

نکته ادبی: استفاده از مراعات نظیر (شب و روز) برای نشان دادن گذر شتابان عمر.

واماندگی اندر پس دیوار طبیعت حیفست دریغا که در صلح بهشتیم

ما در پشت دیوار مادیات و طبیعت درمانده‌ایم؛ بسیار مایه دریغ و افسوس است که جایگاه اصلی ما بهشت بوده، اما خود را از آن محروم کرده‌ایم.

نکته ادبی: «دیوار طبیعت» استعاره از حجاب‌ها و وابستگی‌های جسمانی است.

چون مرغ برین کنگره تا کی بتوان خواند یک روز نگه کن که برین کنگره خشتیم

چقدر می‌خواهی مانند پرنده‌ای که بر کنگره دیوار می‌خواند، به غفلت ادامه دهی؟ یک لحظه تأمل کن که ما خود، همچون خشتی بر این کنگره هستیم (و به زودی فرو می‌ریزیم).

نکته ادبی: اشاره به فانی بودن انسان و ناپایداری حیات.

ما را عجب ار پشت و پناهی بود آن روز کامروز کسی را نه پناهیم و نه پشتیم

تعجب می‌کنم اگر در روز قیامت پناه و پشتیبانی داشته باشیم؛ چرا که امروز ما برای هیچ‌کس پناه و پشتیبان نبوده‌ایم.

نکته ادبی: اشاره به قانون بازتاب اعمال در جهان آخرت.

کر خواجه شفاعت نکند روز قیامت شاید که ز مشاطه نرنجیم که زشتیم

اگر پیامبر (خواجه) در روز قیامت شفاعت ما را نکند، نباید از خدای متعال (مشاطه) گلایه کنیم؛ چرا که ما خودمان با اعمال زشت، چهره‌ای ناپسند برای خود ساخته‌ایم.

نکته ادبی: «مشاطه» کسی است که صورت را آرایش می‌کند؛ استعاره‌ای برای درگاه الهی که مطابق اعمال انسان، سرنوشت او را رقم می‌زند.

باشد که عنایت برسد ورنه مپندار با این عمل دوزخیان کاهل بهشتیم

امید است که عنایت و لطف الهی شامل حال ما شود؛ وگرنه با این اعمالِ ناچیز و سستی که داریم، گمان مبر که از اهل بهشت باشیم.

نکته ادبی: تأکید بر جایگاه والای «عنایت» در مقابل عملِ ناقص بشری.

سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم

سعدی، شاید از خرمن ثواب و نیکی‌های بزرگان دین، خوشه‌ای (سهمی) به ما ببخشند؛ چرا که ما خود در دنیا بذری برای آخرت نکاشته‌ایم.

نکته ادبی: استعاره از «خرمن اقبال» برای فیض الهی و ثواب‌های بزرگان دین.

آرایه‌های ادبی

تضاد شب و روز

اشاره به گذر سریع و پی‌درپی جوانی و پیری که نشانه عمر کوتاه است.

تشبیه ایشان چو ملخ ... ما مور

مقایسه میان وارستگی عارفان و تکاپوی حریصانه دنیوی‌پرستان.

استعاره خرما و خار

تمثیلی برای ناهماهنگی میان اعمال دنیوی و پاداش‌های اخروی.

کنایه بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم

کنایه از عدم توبه و استغفار از گناهان.

مراعات نظیر کشتی، رشتیم، کاشتیم

ایجاد هماهنگی موسیقایی در ابیات برای بیان نتایج اعمال.