مواعظ - غزلیات

سعدی

غزل ۴۴

سعدی
باد گلبوی سحر خوش می وزد خیز ای ندیم بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم
ای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیم در قیامت بر صراطت جای تشویشست و بیم
قلب زر اندوده نستانند در بازار حشر خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم
عیبت از بیگانه پوشیدست و می بیند بصیر فعلت از همسایه پنهانست و می داند علیم
نفس پروردن خلاف رای دانشمند بود طفل خرما دوست دارد، صبر فرماید حکیم
راه نومیدی گرفتم رحمتم دل می دهد کای گنه کاران هنوز امید عفوست از کریم
گر بسوزانی خداوندا جزای فعل ماست ور ببخشی رحمتت عامست و احسانت قدیم
گرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببرد همچنان امید می دارم به رحمن رحیم
آن که جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کرد هم ببخشاید چو مشتی استخوان باشم رمیم
سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن است وقت عذر آوردنست استغفرالله العظیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، فراخوانی است برای بیداری از خواب غفلت دنیوی و تذکری است بر ناپایداری روزگار و ضرورتِ اصلاحِ نفس پیش از آنکه فرصت‌ها از دست بروند. شاعر با زبانی خیرخواهانه، مخاطب را متوجه سرنوشتِ ناگزیرِ آدمی و دادگاهِ عدلِ الهی می‌سازد و بر این نکته تأکید می‌کند که در قیامت، ظواهرِ فریبنده راهگشا نیستند و تنها باطنِ پاک و خلوصِ نیت است که ارزش دارد.

در بخش‌های پایانی، نگاهِ ناصحانه به سویِ امید و کرمِ الهی متمایل می‌شود؛ جایی که شاعر با اعتراف به ضعفِ انسان در برابر وسوسه‌ها، حقیقتِ اصلی را در رحمتِ بی‌پایانِ خداوند می‌جوید. پیامِ کلی این است که اگرچه گناه و لغزش برای آدمی محتمل است، اما ناامیدی از درگاهِ باری‌تعالی نیز روا نیست و همیشه فرصتی برای توبه و بازگشت وجود دارد.

معنای روان

باد گلبوی سحر خوش می وزد خیز ای ندیم بس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم

ای همنشینِ من، برخیز که بادِ خوش‌بویِ سحرگاهی در حال وزیدن است؛ زیرا به‌زودی همین باد بر روی خاکِ گورِ ما خواهد وزید و فرصتِ حیات از دست خواهد رفت.

نکته ادبی: واژه «گلبوی» به معنای خوش‌بو و معطر است و «ندیم» به معنای هم‌صحبت و یارِ گرمابه و گلستان است. این بیت اشاره‌ای لطیف به گذرا بودن عمر دارد.

ای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیم در قیامت بر صراطت جای تشویشست و بیم

ای کسی که در زندگیِ دنیوی از مسیرِ حق و حقیقت پیروی نکردی، بدان که در روزِ قیامت، گذر از «صراط» (پلِ دوزخ) برای تو سرشار از ترس و اضطراب خواهد بود.

نکته ادبی: «صراط» در اینجا اشاره به پلِ صراط در باورهای دینی است که نمادِ سنجشِ اعمالِ انسان است.

قلب زر اندوده نستانند در بازار حشر خالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم

در بازارِ قیامت، سکه‌های تقلبی و زراندود را خریدار نیستند؛ آنجا برای قبولی، نیازمندِ خلوصِ باطنی هستی که همچون طلا، آتشِ سختی‌ها و امتحان‌ها را تاب بیاورد و خالص بیرون بیاید.

نکته ادبی: «قلب» در اینجا به معنای بدل و تقلبی است، نه عضوِ بدن. «زراندوده» استعاره از ظاهرِ زیبا و فریبنده است.

عیبت از بیگانه پوشیدست و می بیند بصیر فعلت از همسایه پنهانست و می داند علیم

مردمِ بیگانه اگر از عیوبِ تو بی‌خبرند و آن را پنهان می‌دانند، خداوندِ بینا حقیقت را می‌بیند؛ و اگر همسایه‌ات از کارهای تو بی‌اطلاع است، خداوندِ دانا به تمامِ اعمالِ تو آگاه است.

نکته ادبی: «بصیر» و «علیم» از صفاتِ جمال و جلالِ الهی است که بر احاطه‌ی علمیِ پروردگار به آشکار و نهانِ آدمی دلالت دارد.

نفس پروردن خلاف رای دانشمند بود طفل خرما دوست دارد، صبر فرماید حکیم

پرورشِ نفسِ اماره و دنبال کردنِ لذت‌های زودگذر با خردِ دانش‌پژوهان سازگار نیست؛ همان‌گونه که کودکِ نابالغ به شیرینیِ خرما دل می‌بندد، اما انسانِ حکیم با صبر و خویشتن‌داری از هوس‌ها دوری می‌کند.

نکته ادبی: «نفس پروردن» کنایه از ارضای هوس‌های حیوانی و شهوانی است که در مقابلِ «حکمت» قرار گرفته است.

راه نومیدی گرفتم رحمتم دل می دهد کای گنه کاران هنوز امید عفوست از کریم

گرچه گاهی در ورطه‌ی ناامیدی گرفتار می‌شوم، اما رحمتِ الهی دلم را گرم می‌کند و ندا می‌دهد که ای گناهکاران، هنوز امیدِ بخشش از سویِ خداوندِ کریم وجود دارد.

نکته ادبی: «کریم» از صفاتِ خداوند به معنای بسیار بخشنده است. تضادِ «نومیدی» و «امید» محورِ معنایی این بیت است.

گر بسوزانی خداوندا جزای فعل ماست ور ببخشی رحمتت عامست و احسانت قدیم

خداوندا، اگر ما را به خاطرِ کارهایمان مجازات کنی، عینِ عدل و سزایِ اعمالِ ماست؛ اما اگر ما را ببخشی، این از رحمتِ عام و بخششِ همیشگیِ توست.

نکته ادبی: «قدیم» در اینجا به معنای ازلی و همیشگی است، اشاره به این‌که صفتِ بخشندگیِ خدا ذاتی و همیشگی است.

گرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببرد همچنان امید می دارم به رحمن رحیم

اگرچه شیطانِ رانده‌شده، مرا از مسیرِ انصاف و عدالت منحرف کرد، اما همچنان به لطفِ پروردگارِ مهربان و بخشنده امیدوارم.

نکته ادبی: «شیطانِ رجیم» به معنای شیطانِ سنگسار شده و رانده‌شده از درگاهِ الهی است.

آن که جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کرد هم ببخشاید چو مشتی استخوان باشم رمیم

خدایی که به من جان بخشید و روزی‌ام داد و در طولِ عمرم لطف‌های بسیاری به من کرد، قطعاً زمانی که به مشتی استخوانِ پوسیده تبدیل شدم نیز مرا خواهد بخشید.

نکته ادبی: «رمیم» به معنای استخوانِ پوسیده و خرد شده است که اشاره به مرگ و زوالِ جسم دارد.

سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن است وقت عذر آوردنست استغفرالله العظیم

ای سعدی، پرحرفی کردن و به زبان آوردنِ سخنانِ بیهوده، تنها هدر دادنِ عمر است؛ اکنون وقتِ پشیمانی و طلبِ بخشش از خداوندِ بزرگ است.

نکته ادبی: تخلصِ شاعر (سعدی) در بیتِ آخر آمده است که نشان‌دهنده تذکرِ شاعر به خودش و مخاطبان برای توقفِ سخن و آغازِ توبه است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) دنیا و قیامت

تقابل میان جهانِ فانی و سرای ابدی برای نشان دادنِ تفاوتِ ارزش‌ها در این دو ساحت.

استعاره بازارِ حشر

تشبیه قیامت به بازار، برای بیانِ اینکه در آنجا نیز همچون بازار، کالای هرکس (عملِ او) سنجیده و ارزش‌گذاری می‌شود.

تلمیح صراط

اشاره به پلِ صراط در اعتقاداتِ اسلامی به عنوانِ نمادِ سنجشِ ایمان و عملِ آدمی.

تشبیه نفس پروردن / طفل خرما دوست

تشبیه اشتیاقِ نفسِ خام به لذت‌های دنیوی به علاقه‌ی کودک به خرما، برای نشان دادنِ نابالغیِ معنوی.