مواعظ - غزلیات

سعدی

غزل ۱۰

سعدی
فلک با بخت من دایم به کینست که با من بخت و دوران هم به کینست
گهم خواند جهان گاهی براند جهان گاهی چنان گاهی چنینست
که می داند که خشت هر سرایی کدامین سروقد نازنینست
ز خاک شاهدی روییده باشد به هر بستان که برگ یاسمینست
وفایی گر نمی یابی ز یاری مده دل گر نگارستان چینست
وفاداری مجوی از دهر خونخوار وفایی از کسی جو که امینست
ندارد سعدیا دنیا وقاری به نزد آن کسی کو راه بینست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه منعکس‌کننده نگاهی ژرف به ناپایداری و بی‌ثباتی روزگار است. شاعر در آغاز از ستیز مداوم بخت و فلک با خویش گله‌مند است و جهان را به بازیگری بی‌وفا تشبیه می‌کند که مدام احوالِ مردمان را دگرگون می‌سازد.

در ادامه، شاعر با نگاهی عبرت‌بین به چرخه حیات و مرگ می‌نگرد و خاک را گواهی بر فنای زیبایی‌های انسانی می‌داند. در نهایت، او آدمی را به خردمندی فرا می‌خواند تا دل در گرو زیبایی‌های ناپایدار نبندد و وفاداری را نه در دهر خون‌خوار، بلکه در حقیقت و نزد اهل بصیرت جست‌وجو کند.

معنای روان

فلک با بخت من دایم به کینست که با من بخت و دوران هم به کینست

چرخش روزگار و بخت و اقبال من همیشه با من سرِ ناسازگاری و دشمنی دارند.

نکته ادبی: واژه کین به معنای دشمنی و انتقام است و در اینجا به معنای ستیزه‌جویی بخت به کار رفته است.

گهم خواند جهان گاهی براند جهان گاهی چنان گاهی چنینست

دنیا گاهی انسان را به خود می‌خواند و امیدوار می‌کند و گاهی او را از خود می‌راند. این دنیا مدام در حال دگرگونی است و حالتی ثابت ندارد.

نکته ادبی: تضاد میان خواندن و راندن، بیانگر بی‌ثباتی و تلون طبع دنیاست.

که می داند که خشت هر سرایی کدامین سروقد نازنینست

چه کسی می‌داند که خشتِ هر ساختمان و دیواری که می‌بینیم، در اصل از خاکِ وجودِ کدام انسان زیبا‌رو و نازنینی ساخته شده است؟

نکته ادبی: اشاره به بازگشت تن به خاک و فراموشی هویت دنیوی که در ادبیات کلاسیک بسیار رایج است.

ز خاک شاهدی روییده باشد به هر بستان که برگ یاسمینست

در هر باغی که گل یاسمین روییده است، ممکن است از خاکِ وجودِ شاهد و زیبارویی سر برآورده باشد.

نکته ادبی: شاهدی در اینجا به معنای معشوق و انسان زیباروست که به خاک تبدیل شده است.

وفایی گر نمی یابی ز یاری مده دل گر نگارستان چینست

اگر از معشوق و یاری، وفاداری نمی‌بینی، به او دل نبند؛ حتی اگر او زیباترین چهره‌ها را داشته باشد.

نکته ادبی: نگارستان چین در ادب فارسی نماد زیبایی مطلق و کمال ظرافت است.

وفاداری مجوی از دهر خونخوار وفایی از کسی جو که امینست

از دنیای بی‌رحم و گذران انتظار وفاداری نداشته باش؛ بلکه وفاداری را از کسی طلب کن که امانت‌دار و صادق باشد.

نکته ادبی: دهر خونخوار کنایه از زمانه است که به تدریج عمر آدمی را می‌ستاند.

ندارد سعدیا دنیا وقاری به نزد آن کسی کو راه بینست

ای سعدی، دنیا نزد کسی که حقیقت‌بین است و به راه حق آگاهی دارد، هیچ ارزش و اعتباری ندارد.

نکته ادبی: راه بین صفتی است برای عارف یا انسان خردمندی که حقیقتِ پوشالی دنیا را درک کرده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (جان‌بخشی) فلک، جهان، دهر

شاعر به مفاهیم انتزاعیِ روزگار و فلک، ویژگی‌های انسانی مانند کینه‌توزی، خواندن و راندن و خونخواری نسبت داده است.

تضاد خواند / براند

تقابل میان جذب و دفع دنیا برای نشان دادن بی‌ثباتی آن.

استعاره خشت هر سرایی

اشاره به خاکی شدنِ پیکر انسان‌ها در گذر زمان.