مواعظ - غزلیات

سعدی

غزل ۷

سعدی
مقصود عاشقان دو عالم لقای تست مطلوب طالبان به حقیقت رضای تست
هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست محکوم حکم و حلقه به گوش گدای تست
بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک شهری تمام غلغله و ماجرای تست
هر جا که پادشاهی و صدری و سروریست موقوف آستان در کبریای تست
قومی هوای نعمت دنیا همی پزند قومی هوای عقبی و ما را هوای تست
هر جا سریست خستهٔ شمشیر عشق تو هر جا دلیست بستهٔ مهر و هوای تست
کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست جاوید پادشاهی و دائم بقای تست
گر می کشی به لطف گر می کشی به قهر ما راضییم هرچه بود رای رای تست
امید هر کسی به نیازی و حاجتی است امید ما به رحمت بی منتهای تست
هر کس امیدوار به اعمال خویشتن سعدی امیدوار به لطف و عطای تست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده اوجِ عرفان و دل‌سپردگی عاشق به ساحتِ الهی است. شاعر در این قطعه، تمامی دلبستگی‌های دنیوی و اخرویِ دیگران را به چالش می‌کشد و تنها هدفِ غاییِ وجودِ انسان را دیدار و رضایتِ محبوبِ ازلی می‌داند. فضا، فضای تسلیمِ محض و خضوعِ عاشقانه است؛ جایی که عقلِ حسابگرِ انسانی در برابرِ شکوهِ بی‌انتهایِ حق، رنگ می‌بازد و تنها پناهگاه، فضل و رحمتِ اوست.

نگاهِ شاعر به هستی، نگاهی توحیدی است؛ او معتقد است که هر چه در جهان، نشان از بزرگی و قدرت دارد (پادشاهان و حاکمان)، همگی در مقابلِ قدرتِ لایزالِ الهی، بنده و فرمان‌بردارند. سرانجامِ این مسیر، رسیدن به نقطه‌ای است که عاشق، اراده‌ی خود را کاملاً در اراده‌ی محبوب فانی می‌سازد و حتی در سخت‌ترین شرایط (قهر یا لطفِ معشوق)، جز تسلیمِ محض، راهی نمی‌جوید.

معنای روان

مقصود عاشقان دو عالم لقای تست مطلوب طالبان به حقیقت رضای تست

هدفِ تمامِ عاشقان در این دنیا و آن دنیا، دیدارِ توست؛ و مقصودِ اصلیِ کسانی که به دنبالِ حقیقت هستند، کسبِ رضایتِ توست.

نکته ادبی: لقا در اینجا به معنای دیدارِ عرفانی و شهودِ قلبی است.

هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست محکوم حکم و حلقه به گوش گدای تست

در هر کجای این جهان که فرمانروایی، پادشاهی یا صاحب‌منصبی وجود دارد، همگی در برابرِ عظمتِ تو، بنده و فرمان‌بردار هستند و گویی حلقه بندگیِ تو را در گوش دارند.

نکته ادبی: حلقه به گوش بودن کنایه از بردگی و کمالِ بندگی است.

بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک شهری تمام غلغله و ماجرای تست

قصد داشتم عشقِ تو را در دلم پنهان نگاه دارم، اما کار از کار گذشت و تمامِ شهر پر از هیاهو و آوازه‌ی ماجرای عشقِ من به تو شده است.

نکته ادبی: غلغله به معنای هیاهو و شور و شوقِ همگانی است.

هر جا که پادشاهی و صدری و سروریست موقوف آستان در کبریای تست

هر جا که پادشاهی، مقامِ بلند و سروری یافت می‌شود، همگی آن‌ها در پیشگاهِ درگاهِ با عظمتِ تو، خاضع و نیازمندند.

نکته ادبی: آستانِ کبریایی نمادی از درگاهِ الهی و عظمتِ اوست.

قومی هوای نعمت دنیا همی پزند قومی هوای عقبی و ما را هوای تست

گروهی از مردم در پیِ لذت‌ها و نعمت‌هایِ این دنیایِ فانی هستند و گروهی دیگر به دنبالِ پاداش‌هایِ آن دنیا (آخرت)، اما ما تنها آرزومندِ رسیدن به تو هستیم.

نکته ادبی: هوایِ چیزی را پختن یا داشتن، کنایه از میل و اشتیاقِ شدید به آن است.

هر جا سریست خستهٔ شمشیر عشق تو هر جا دلیست بستهٔ مهر و هوای تست

در هر کجا که سری وجود دارد که با شمشیرِ عشقِ تو مجروح شده و در هر کجا که دلی است که گرفتارِ مهر و محبتِ توست، همه سرگشته و دلبستهٔ تو هستند.

نکته ادبی: خستهٔ شمشیر عشق، استعاره از مجروح شدن به دستِ سختی‌هایِ مسیرِ عاشقی است.

کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست جاوید پادشاهی و دائم بقای تست

هیچ‌کس در این جهان دارایِ بقا و زندگیِ همیشگی یا عهدی پایدار نیست؛ تنها پادشاهیِ جاویدان و بقایِ همیشگی، مخصوصِ توست.

نکته ادبی: عهد قدیم در اینجا به معنای وفاداریِ همیشگی است که در میانِ آدمیان ناپایدار است.

گر می کشی به لطف گر می کشی به قهر ما راضییم هرچه بود رای رای تست

چه با لطف و مهربانی مرا بکشی و چه با قهر و غضب، من به هر تصمیمی که تو بگیری راضی و خشنودم، چرا که اراده‌ام تابعِ اراده‌ی توست.

نکته ادبی: در اصطلاحِ عرفانی، لطف و قهرِ محبوب هر دو برای عاشق سازنده است.

امید هر کسی به نیازی و حاجتی است امید ما به رحمت بی منتهای تست

امیدِ هر کسی در این دنیا به حاجت یا نیازی کوچک است، اما تمامِ امیدِ من تنها به رحمتِ بی‌پایانِ تو بسته است.

نکته ادبی: بی‌منتها بودنِ رحمت، صفتِ ایزدی است.

هر کس امیدوار به اعمال خویشتن سعدی امیدوار به لطف و عطای تست

دیگران با تکیه بر اعمال و کارهایِ نیکِ خود امیدوار به رستگاری هستند، اما سعدی تنها به لطف، کرم و بخششِ بی‌دریغِ تو امیدوار است.

نکته ادبی: عطایِ الهی در برابرِ عملِ انسانی قرار گرفته که نشان‌دهنده توکلِ کامل است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) نعمت دنیا و عقبی

قرار گرفتن دنیا و آخرت در کنار هم برای نشان دادنِ برتریِ هدفِ عاشق (خدا) نسبت به این دو.

کنایه حلقه به گوش

کنایه از نهایتِ بندگی و تسلیم در برابرِ دستوراتِ محبوب.

تکرار هر جا که...

تکرارِ این عبارت در آغازِ ابیات، موسیقیِ کلام را افزایش داده و تأکیدِ شاعر بر عمومیتِ سلطه‌ی الهی را نشان می‌دهد.

استعاره شمشیر عشق

عشق به یک سلاحِ تیز تشبیه شده که عاشق را مجروح و تسلیم می‌کند.