مواعظ - غزلیات

سعدی

غزل ۱

سعدی
ثنا و حمد بی پایان خدا را که صنعش در وجود آورد ما را
الها قادرا پروردگارا کریما منعما آمرزگارا
چه باشد پادشاه پادشاهان اگر رحمت کنی مشتی گدا را
خداوندا تو ایمان و شهادت عطا دادی به فضل خویش ما را
وز انعامت همیدون چشم داریم که دیگر باز نستانی عطا را
از احسان خداوندی عجب نیست اگر خط درکشی جرم و خطا را
خداوندا بدان تشریف عزت که دادی انبیا و اولیا را
بدان مردان میدان عبادت که بشکستند شیطان و هوا را
به حق پارسایان کز در خویش نیندازی من ناپارسا را
مسلمانان ز صدق آمین بگویید که آمین تقویت باشد دعا را
خدایا هیچ درمانی و دفعی ندانستیم شیطان و قضا را
چو از بی دولتی دور اوفتادیم به نزدیکان حضرت بخش ما را
خدایا گر تو سعدی را برانی شفیع آرد روان مصطفی را
محمد سید سادات عالم چراغ و چشم جمله انبیا را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در قالب مناجات با پروردگار، بازتاب‌دهنده فروتنی و استیصال انسان در برابر شکوهِ بی‌پایان الهی است. شاعر با بهره‌گیری از سننِ عرفانی، ضمن ستایش آفریدگارِ بخشنده، بر ضعفِ ذاتیِ بشر و ناتوانیِ او در برابر وسوسه‌های نفسانی و تقدیر تاکید می‌کند و این ناچیزی را در برابرِ عظمتِ مطلقِ خداوند قرار می‌دهد.

در بخش پایانی، متن به مفهومِ توسل و شفاعت می‌پردازد؛ جایی که شاعر با واسطه قرار دادنِ اولیا و انبیای الهی و به‌ویژه پیامبر اسلام (ص)، می‌کوشد پیوندی میانِ نیازِ عبد و بخشندگیِ معبود برقرار کند تا راهی برای بخششِ گناهان و تقرب به درگاهِ حضرت حق بیابد.

معنای روان

ثنا و حمد بی پایان خدا را که صنعش در وجود آورد ما را

ستایش و سپاسِ بی‌پایان سزاوارِ خداوندی است که با قدرتِ هنرمندانه و خلاقِ خود، ما را از نیستی به هستی آورد.

نکته ادبی: واژه صنع در اینجا به معنای آفرینش و کارِ هنرمندانه الهی است.

الها قادرا پروردگارا کریما منعما آمرزگارا

ای خداوندِ قادر و پروردگارِ عالم، ای بخشنده و نعمت‌دهنده و آمرزنده گناهان.

نکته ادبی: استفاده از القابِ صفاتی برای خداوند که ریشه در متون کلاسیک نیایش‌محور دارد.

چه باشد پادشاه پادشاهان اگر رحمت کنی مشتی گدا را

اگر تو پادشاهِ همه پادشاهان هستی، چه زیانی دارد اگر به گروهی از گدایان و نیازمندان (مثل ما) رحم کنی؟

نکته ادبی: استفاده از تضاد (پادشاه و گدا) برای برجسته کردنِ فاصله میانِ خالق و مخلوق.

خداوندا تو ایمان و شهادت عطا دادی به فضل خویش ما را

پروردگارا، تو بودی که از روی فضل و بخششِ خویش، ایمان و گواهی بر یگانگی‌ات را به ما عطا کردی.

نکته ادبی: شهادت در اینجا به معنای شهادتین و اقرار به توحید است.

وز انعامت همیدون چشم داریم که دیگر باز نستانی عطا را

و همچنان از لطف و نعمتِ تو چشم امید داریم که این موهبت (ایمان) را دوباره از ما بازپس نگیری.

نکته ادبی: همیدون واژه‌ای کهن است که در اینجا به معنای 'همچنان' یا 'بدین‌سان' به کار رفته است.

از احسان خداوندی عجب نیست اگر خط درکشی جرم و خطا را

از خداوندِ بخشنده جای تعجب نیست اگر خطِ بطلان بر گناهان و خطاهای ما بکشد و ما را ببخشد.

نکته ادبی: خط کشیدن کنایه از نادیده گرفتن و پاک کردنِ سوابقِ منفی است.

خداوندا بدان تشریف عزت که دادی انبیا و اولیا را

خداوندا، تو را سوگند می‌دهم به آن مقام و اعتبارِ ویژه‌ای که به پیامبران و دوستانِ برگزیده خود بخشیدی.

نکته ادبی: تشریف در اینجا به معنای لباسِ افتخار یا مقام و کرامت است.

بدان مردان میدان عبادت که بشکستند شیطان و هوا را

و تو را سوگند می‌دهم به آن مردانِ سلحشورِ میدانِ بندگی که بر وسوسه‌های شیطان و تمایلاتِ نفسانیِ خود غلبه کردند.

نکته ادبی: میدانِ عبادت، استعاره‌ای است از عرصه‌ی پرمخاطره‌ی بندگی که نیاز به مبارزه با نفس دارد.

به حق پارسایان کز در خویش نیندازی من ناپارسا را

به حقِ بندگانِ پارسا و پرهیزگارت سوگند، که منِ ناپارسا و گنه‌کار را از درگاهِ خود دور نکن.

نکته ادبی: تضادِ میانِ پارسا و ناپارسا برای نشان دادنِ تفاوتِ جایگاهِ عاشق و معشوق.

مسلمانان ز صدق آمین بگویید که آمین تقویت باشد دعا را

ای مسلمانان، با صداقت و یقین 'آمین' بگویید، زیرا آمین گفتنِ جمعی، قدرت و پذیرشِ دعا را افزایش می‌دهد.

نکته ادبی: اشاره به تاثیرِ اجتماعی و معنویِ دعای دسته‌جمعی.

خدایا هیچ درمانی و دفعی ندانستیم شیطان و قضا را

خدایا، ما خودمان هیچ راهِ چاره و دفع‌کننده‌ای برای مقابله با وسوسه‌های شیطان و تقدیرهای دشوارِ زندگی نمی‌شناسیم.

نکته ادبی: درمان و دفع، هر دو به معنای راهِ چاره و دفاع در برابرِ مصائب هستند.

چو از بی دولتی دور اوفتادیم به نزدیکان حضرت بخش ما را

از آنجا که به دلیلِ بی‌توفیقی و دوری از سعادت، از تو دور افتاده‌ایم، ما را در زمره نزدیکانِ درگاهِ خود قرار ده.

نکته ادبی: بی‌دولتی در زبانِ کلاسیک به معنای بی‌نصیبی از شانس و سعادتِ معنوی است.

خدایا گر تو سعدی را برانی شفیع آرد روان مصطفی را

خدایا اگر تو سعدی را به خاطر گناهانش از درگاهت برانی، او روحِ پاکِ پیامبر اسلام (مصطفی) را شفیعِ خود قرار می‌دهد.

نکته ادبی: تخلصِ شاعر و ارجاع به مقامِ شفاعتِ پیامبر.

محمد سید سادات عالم چراغ و چشم جمله انبیا را

همان پیامبری که بزرگِ همه بزرگانِ عالم است و برای همه پیامبرانِ پیشین، همچون چراغِ هدایت و نورِ دیدگان است.

نکته ادبی: تشبیه و استعاره برای نشان دادنِ جایگاهِ محوری پیامبر در میانِ انبیا.

آرایه‌های ادبی

تضاد پادشاه پادشاهان / مشتی گدا

برجسته کردن فاصله وجودی میان خالق و مخلوق برای القای حس فروتنی.

استعاره چراغ و چشم جمله انبیا

پیامبر به عنوان راهنما (چراغ) و عزیزترین فرد (چشم) برای دیگر پیامبران تصویر شده است.

تلمیح شفیع آرد روان مصطفی را

اشاره به باورِ اسلامیِ شفاعتِ پیامبر در روزِ جزا.

مراعات نظیر الها، قادرا، پروردگارا، کریما، منعما، آمرزگارا

استفاده از شبکه واژگانیِ مرتبط با دعا و صفاتِ الهی.