مواعظ - قصاید

سعدی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - در مدح شمس‌الدین حسین علکانی

سعدی
تمام گشت و مزین شد این خجسته مکان به فضل و منت پروردگار عالمیان
همیشه صاحب این منزل مبارک را تن درست و دل شاد باد و بخت جوان
دو چیز حاصل عمرست نام نیک و ثواب وزین دو درگذری کل من علیها فان
ز خسروان مقدم چنین که می شنوم وفای عهد نکردست با کس این دوران
سرای آخرت آباد کن به حسن عمل که اعتماد بقا را نشاید این بنیان
بس اعتماد مکن بر دوام دولت و عمر که دولتی دگرت در پی است جاویدان
زمین دنیا، بستان زرع آخرتست چو دست می دهدت تخم دولتی بفشان
بده که با تو بماند جزای کردهٔ نیک وگر چنین نکنی از تو بازماند هان
بپاش تخم عبادت حبیب من زان پیش که در زمین وجودت نماند آب روان
حیات زنده غنیمت شمر که باقی عمر چو برف بر سر کوهست روی در نقصان
ز مال و منصب دنیا جزین نمی ماند میان اهل مروت که «یاد باد فلان»
کلید گنج سعادت، نصیحت سعدیست اگر قبول کنی گوی بردی از میدان
به نوبتند ملوک اندرین سپنج سرای خدای عزوجل راست ملک بی پایان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با لحنی مبارک‌باد برای تکمیل یک بنا آغاز می‌شود، اما به‌سرعت با رویکردی حکیمانه، ناپایداری دنیا و اهمیت عمل صالح را یادآور می‌شود. شاعر تأکید می‌کند که هرچه در این جهان مادی است، دستخوش زوال است و تنها دستاورد ماندگار انسان، نیکی و توشه‌ای است که برای جهان ابدی می‌اندوزد.

سعدی در این اثر مخاطب را به هوشیاری و غنیمت شمردن فرصت‌های زندگی دعوت می‌کند و دنیا را همچون مزرعه‌ای می‌بیند که کشت و کار در آن، ضامن سعادت در سرای باقی است. او با پرهیز دادن از دلبستگی به جاه و مقام ناپایدار، راه رستگاری را در نیک‌نامی و اعمال خیر می‌داند.

معنای روان

تمام گشت و مزین شد این خجسته مکان به فضل و منت پروردگار عالمیان

این بنا با لطف و عنایت پروردگار جهانیان به پایان رسید و آراسته گشت.

نکته ادبی: واژه «فضل» به معنای بخشش و لطف است و در این سیاق به یاری خداوند در انجام امور اشاره دارد.

همیشه صاحب این منزل مبارک را تن درست و دل شاد باد و بخت جوان

امید است که صاحب این خانه همواره تنی سالم، دلی شاد و بخت و اقبالی جوان و پرطراوت داشته باشد.

نکته ادبی: «بخت جوان» استعاره از اقبال بلند و روزگارِ سرشار از امید و شادابی است.

دو چیز حاصل عمرست نام نیک و ثواب وزین دو درگذری کل من علیها فان

دو چیز دستاورد حقیقی عمر انسان است؛ یکی نام نیک و دیگری ثواب. اگر از این دو بگذری، هر آنچه در زمین است فانی و نابودشدنی است.

نکته ادبی: «کل من علیها فان» تضمینی است از آیه ۲۶ سوره الرحمن که بر فناپذیری جهان تأکید دارد.

ز خسروان مقدم چنین که می شنوم وفای عهد نکردست با کس این دوران

از پادشاهان پیشین چنین شنیده‌ام که این روزگارِ گذران، به عهد و پیمان خود با هیچ‌کس وفادار نمانده است.

نکته ادبی: «خسروان» جمع خسرو به معنای پادشاهان است که در اینجا برای اشاره به قدرت‌های بزرگ تاریخی به کار رفته است.

سرای آخرت آباد کن به حسن عمل که اعتماد بقا را نشاید این بنیان

خانه آخرت خود را با اعمال نیکو آباد کن، چرا که این جهانِ مادی، پایه‌ای سست دارد و شایسته تکیه کردن نیست.

نکته ادبی: «بنیان» به معنای پایه و اساس است که در مقابل بنای ظاهری خانه قرار گرفته است.

بس اعتماد مکن بر دوام دولت و عمر که دولتی دگرت در پی است جاویدان

به دوامِ قدرت و طول عمر خود بسیار تکیه مکن، چرا که پادشاهی و ثروتی ابدی در پیش است که باید برای آن کوشید.

نکته ادبی: «دولت» در متون کلاسیک به معنای بخت، اقبال و قدرت سیاسی است، نه صرفاً کشور.

زمین دنیا، بستان زرع آخرتست چو دست می دهدت تخم دولتی بفشان

زمینِ دنیا، همچون کشتزاری برای محصول آخرت است؛ پس تا فرصت داری، بذر اعمال نیک را در آن بکار.

نکته ادبی: استعاره از دنیا به مزرعه، از مضامین بسیار پرکاربرد در ادبیات تعلیمی و عرفانی است.

بده که با تو بماند جزای کردهٔ نیک وگر چنین نکنی از تو بازماند هان

از دارایی خود ببخش که پاداش آن برایت باقی می‌ماند؛ اگر چنین نکنی، چیزی از تو جز حسرت باقی نخواهد ماند.

نکته ادبی: «هان» در اینجا حرف تنبیه است برای جلب توجه مخاطب به اهمیتِ سخن.

بپاش تخم عبادت حبیب من زان پیش که در زمین وجودت نماند آب روان

ای دوست من، پیش از آنکه توانایی و حیات از وجودت رخت بربندد، بذر عبادت و بندگی را بکار.

نکته ادبی: «آب روان» استعاره از جریانِ حیات و فرصتِ زندگی است که به‌سرعت در گذر است.

حیات زنده غنیمت شمر که باقی عمر چو برف بر سر کوهست روی در نقصان

حیاتِ خود را غنیمت شمار، چرا که باقی‌مانده عمر همچون برف بر سر کوه، رو به کاهش و نابودی است.

نکته ادبی: تشبیه بسیار دقیق و تصویری از ذوب شدنِ برف که نمادِ گذر سریع و غیرقابل بازگشت عمر است.

ز مال و منصب دنیا جزین نمی ماند میان اهل مروت که «یاد باد فلان»

از مال و ثروت دنیا میان اهل جوانمردی چیزی جز ذکر خیر و یادآوری نام تو باقی نمی‌ماند.

نکته ادبی: «مروت» به معنای جوانمردی است و اشاره دارد که نام نیک تنها در میان نیکان باقی می‌ماند.

کلید گنج سعادت، نصیحت سعدیست اگر قبول کنی گوی بردی از میدان

نصیحتِ سعدی کلید گنج خوشبختی است؛ اگر آن را بپذیری، گوی سبقت را از دیگران ربوده‌ای و پیروز میدان هستی.

نکته ادبی: «گوی بردن از میدان» کنایه از پیروزی و موفقیت نهایی در کارهاست.

به نوبتند ملوک اندرین سپنج سرای خدای عزوجل راست ملک بی پایان

پادشاهان در این دنیای موقتی نوبتی می‌آیند و می‌روند، اما تنها پادشاهیِ خداوند است که پایان‌ناپذیر است.

نکته ادبی: «سپنج» واژه‌ای کهن به معنای موقتی، عاریتی و ناپایدار است که صفتی برای جهانِ خاکی است.

آرایه‌های ادبی

تضمین کل من علیها فان

استفاده از آیه قرآن برای تأکید بر فناپذیری جهان.

استعاره زمین دنیا، بستان زرع آخرتست

دنیا به زمینِ کشاورزی تشبیه شده که اعمال انسان، بذر آن هستند.

تشبیه چو برف بر سر کوهست

عمرِ رو به زوال به برفِ در حال ذوب شدن تشبیه شده است.

کنایه گوی بردن از میدان

کنایه از پیشی گرفتن در خیر و پیروزی در مسیر رستگاری.