مواعظ - قصاید

سعدی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در لیلةالبراة فرموده‌است

سعدی
شبی چنین در هفت آسمان به رحمت باز ز خویشتن نفسی ای پسر به حق پرداز
مگر ز مدت عمر آنچه مانده دریابی که آنچه رفت به غفلت دگر نیاید باز
چنان مکن که به بیچارگی فرومانی کنون که چاره به دست اندرست چاره بساز
ز عمرت آنچه به بازیچه رفت و ضایع شد گرت دریغ نیامد، بقیت اندر باز
چه روزهات به شب رفت در هوا و هوس شبی به روز کن آخر به ذکر و شکر و نماز
مگوی شب به عبادت چگونه روز کنم محب را ننماید شب وصال دراز
کریم عزوجل غیب دان و مطلعست گرش بلند بخوانی و گر به خفیه و راز
برآر دست تضرع ببار اشک ندم ز بی نیاز بخواه آنچه بایدت به نیاز
سر امید فرود آر و روی عجز بمال بر استان خداوندگار بنده نواز
به نیکمردان یارب که دست فعل بدان ببند بر همه عالم خصوص بر شیراز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر که در قالب پند و اندرز سروده شده، خواننده را به بیداری از خواب غفلت و مغتنم شمردن فرصت‌های باقی‌ماندۀ عمر فرامی‌خواند. شاعر با لحنی خیرخواهانه و مشفقانه، آدمی را از گذرانِ بیهودۀ عمر در پیِ هوا و هوس برحذر می‌دارد و او را به سوی درگاهِ حضرت حق که مظهرِ رحمت و بنده‌نوازی است، هدایت می‌کند.

درونمایۀ مرکزی این قطعه، توبه، دعا و امید به رحمتِ بی‌کران خداوند است. شاعر تأکید می‌کند که هیچ‌گاه برای بازگشت به سوی حق دیر نیست و اگر آدمی با اخلاص و فروتنی و با دست‌مایه‌ای از پشیمانی به این درگاه روی آورد، مورد عنایت قرار خواهد گرفت. پایان‌بندی شعر نیز دعایی خیر برای دفع شر از مردمان، به‌ویژه مردم شیراز، است که نشان از پیوندِ عاطفی شاعر با محیط زیست و هم‌وطنان خود دارد.

معنای روان

شبی چنین در هفت آسمان به رحمت باز ز خویشتن نفسی ای پسر به حق پرداز

در شبی که درهای رحمت خداوند بر روی جهانیان گشوده است، ای جوان، لحظه‌ای را برای توجه و پرداختن به سوی حضرت حق اختصاص بده.

نکته ادبی: واژه نفس در اینجا به معنای لحظه و دم به کار رفته است.

مگر ز مدت عمر آنچه مانده دریابی که آنچه رفت به غفلت دگر نیاید باز

تلاش کن تا باقی‌ماندۀ عمر خود را دریابی و از آن بهره‌مند شوی، چرا که روزهایی که در غفلت و بی‌خبری سپری شده‌اند، هرگز بازنمی‌گردند.

نکته ادبی: استفاده از فعل دریافتن به معنای غنیمت شمردن و به دست آوردن است.

چنان مکن که به بیچارگی فرومانی کنون که چاره به دست اندرست چاره بساز

طوری رفتار نکن که کار به جایی برسد که از روی استیصال و بیچارگی بمانی؛ اکنون که هنوز اختیار داری و توانمند هستی، برای عاقبت خود فکری بکن.

نکته ادبی: عبارت دست اندرست اشاره به در دسترس بودنِ فرصتِ عمل و قدرتِ اختیار دارد.

ز عمرت آنچه به بازیچه رفت و ضایع شد گرت دریغ نیامد، بقیت اندر باز

اگر بابت عمری که به بازی و بی‌هودگی هدر دادی افسوس نمی‌خوری، دست‌کم مراقب باش که باقی‌ماندۀ عمرت را نیز به همان شکل از دست ندهی.

نکته ادبی: واژه بقیت به معنای باقی‌مانده است که از عربی وارد زبان فارسی شده است.

چه روزهات به شب رفت در هوا و هوس شبی به روز کن آخر به ذکر و شکر و نماز

چه بسیار روزهایی را که در پی خواهش‌های نفسانی سپری کردی؛ سرانجام یک شب را به یاد خدا، شکرگزاری و نماز بگذران.

نکته ادبی: تضاد میان روز و شب برای تأکید بر تغییرِ رویۀ زندگی از غفلت به عبادت است.

مگوی شب به عبادت چگونه روز کنم محب را ننماید شب وصال دراز

نگو که چگونه می‌توان شب را به عبادت بیدار ماند؛ کسی که عاشق و دوستدار حقیقی باشد، هرگز شبِ رسیدن به معشوق برایش طولانی و خسته‌کننده به نظر نمی‌رسد.

نکته ادبی: محب به معنای دوستدار و عاشق است و شب وصال کنایه از لحظاتِ نیایش با خداست.

کریم عزوجل غیب دان و مطلعست گرش بلند بخوانی و گر به خفیه و راز

خداوندِ کریم و با عظمت، بر همه چیز داناست و آگاه است، چه او را با صدای بلند صدا بزنی و چه در خفا و نهان به راز و نیاز بپردازی.

نکته ادبی: ترکیب غیب دان و مطلع بر صفت علمِ مطلقِ الهی تأکید دارد.

برآر دست تضرع ببار اشک ندم ز بی نیاز بخواه آنچه بایدت به نیاز

با تضرع و زاری، اشک پشیمانی بریز و آنچه نیاز داری را از خداوند بی‌نیاز طلب کن.

نکته ادبی: ندم واژه‌ای عربی به معنای پشیمانی و ندامت است.

سر امید فرود آر و روی عجز بمال بر استان خداوندگار بنده نواز

با امیدواری و با نشان دادنِ نهایتِ ناتوانی و فروتنی، به درگاه خداوندِ بنده‌نواز پناه ببر.

نکته ادبی: عبارت روی عجز بمال کنایه‌ای است از اظهارِ خاکساری و فروتنیِ عمیق.

به نیکمردان یارب که دست فعل بدان ببند بر همه عالم خصوص بر شیراز

به حقِ نیکمردان از تو می‌خواهم که شرارت و دستِ ستمِ بدکاران را از سرِ همۀ مردم، به خصوص اهالی شیراز، کوتاه کنی.

نکته ادبی: ترکیب دست فعل بدان به معنای دست‌اندازی و شرارتِ افراد بدکار است.

آرایه‌های ادبی

کنایه در هفت آسمان به رحمت باز

اشاره به فرصت‌های الهی و گشوده بودنِ درهای رحمت برای توبه.

تضاد روز / شب

تقابل میان غفلتِ روزمره و عبادتِ شبانه برای نشان دادن تغییرِ مسیرِ زندگی.

ایهام نفس

می‌تواند هم به معنای دم و بازدم (لحظه) باشد و هم به معنای خودِ شخص.

تمثیل محب را ننماید شب وصال دراز

تمثیلی برای نشان دادن لذتِ عبادت و نیایش که گذرِ زمان را برای عابدِ عاشق، شیرین می‌کند.

کنایه روی عجز بمال

اشاره به نهایتِ تواضع و سجده و تضرع در پیشگاه خداوند.