مواعظ - قصاید و قطعات عربی

سعدی

و له ایضا

سعدی
الحمدالله رب العالمین علی مادر من نعمة عز اسمه و علا
الکافل الرزق احسانا و موهبة ان احسنوه و ان لم یحسنوا عملا
سبحانه من عظیم قادر صمد منشی الوری جیلا من بعدهم جیلا
الجن والانس والاکوان جمهرة تخر بین یدیه سجدا ذللا
طوبی لطالبه تعسا لتارکه بعدا لمتخذ من دونه بدلا
کم فی البریة من آثار قدرته و فی السماء لایات لمن عقلا
مبینات لمن اضحی له بصر بنور معرفة الرحمن مکتحلا
یزجی السحائب والاکام هامدة یعیدها بعد یبس مربعا خضلا
انشا برحمته من حبة شجرا سوی بقدرته من نطفة رجلا
مولی تقاصرت الاوهام عاجزة لا یعتدون الی ادراکه سبلا
ما العالمون بمحصی حق نعمته و لا الملائک فی تسبیحهم زجلا
سعدی حسبک واقصر عن مبالغة لا تنطقن بدعوی تورث الخجلا
جل المهیمن ان تدری حقائقه من لاله المثل لا تضرب له مثلا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالبِ حمد و ثنای پروردگار، به تبیین عظمت، قدرت و رحمانیت خداوند می‌پردازد و در عین حال، عجز و ناتوانی مخلوقات، اعم از انسان و فرشتگان، را در درک حقیقتِ ذات لایزال الهی و شمارش نعمت‌های او به تصویر می‌کشد.

شاعر در این سروده، با نگاهی به شگفتی‌های آفرینش در طبیعت و خلقت انسان، نتیجه می‌گیرد که عقل بشری و اوهامِ انسانی، راهی به سویِ کنه ذات خداوند ندارند و در نهایت، خود را مخاطب قرار می‌دهد تا از مبالغه در وصفِ حقیقتی که وصف‌ناپذیر است، پرهیز کند.

معنای روان

الحمدالله رب العالمین علی مادر من نعمة عز اسمه و علا

ستایش و سپاس مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است؛ همان خدایی که سرچشمه و مادرِ تمامی نعمت‌هاست و نامش گرامی و مقامش بلندمرتبه است.

نکته ادبی: واژه مادر (اُم) در اینجا به معنای اصل و ریشه تمامی خیرات و نیکی‌ها به کار رفته است.

الکافل الرزق احسانا و موهبة ان احسنوه و ان لم یحسنوا عملا

اوست که روزی‌بخش است و این کار را از سرِ احسان و بخششِ بی‌منت انجام می‌دهد؛ چه بندگان عملِ نیکو انجام دهند و چه در عمل کوتاهی ورزند.

نکته ادبی: اشاره به رحمت عام الهی دارد که شامل حال همه مخلوقات می‌شود.

سبحانه من عظیم قادر صمد منشی الوری جیلا من بعدهم جیلا

منزه است آن پروردگارِ بزرگ، توانا و بی‌نیاز که آفریننده نسل‌های پی‌درپیِ انسان‌هاست و هر نسلی را پس از دیگری پدید می‌آورد.

نکته ادبی: صمد به معنای بی‌نیاز و مقصود همه موجودات است.

الجن والانس والاکوان جمهرة تخر بین یدیه سجدا ذللا

جن، انس و تمامی جهانِ هستی، همگی در برابر عظمت او، خاضعانه و با ذلت و تسلیم کامل، به سجده می‌افتند.

نکته ادبی: جمهره به معنای گروه و انبوه موجودات است که در اینجا بر گستردگی سجده تمام کائنات دلالت دارد.

طوبی لطالبه تعسا لتارکه بعدا لمتخذ من دونه بدلا

خوشا به حالِ کسی که در پیِ شناخت اوست، و بدا به حالِ آن‌کس که از او روی گردانده و دوری جسته است؛ و بسیار دور باد از رحمت الهی کسی که به جای او، دیگری را برگزیده است.

نکته ادبی: مقایسه میان عاقبتِ پوینده راه حق و گمراهیِ کسانی که غیر خدا را می‌پرستند.

کم فی البریة من آثار قدرته و فی السماء لایات لمن عقلا

در پهنه آفرینش، چه بسیار نشانه‌هایی از قدرت او دیده می‌شود و در آسمان‌ها نیز برای کسانی که دارای خرد هستند، نشانه‌هایی آشکار وجود دارد.

نکته ادبی: تأکید بر برهان نظم در طبیعت برای اثبات وجود صانع.

مبینات لمن اضحی له بصر بنور معرفة الرحمن مکتحلا

این نشانه‌ها برای کسی که دارای بصیرت و بینش باطنی باشد و چشمانش را با نور شناختِ خداوندِ رحمان آراسته باشد، کاملاً روشن و نمایان است.

نکته ادبی: مکتحل (سرمه‌کشیده) استعاره از روشن‌بینی و بینش الهی است.

یزجی السحائب والاکام هامدة یعیدها بعد یبس مربعا خضلا

خداوند ابرها را به حرکت درمی‌آورد و به زمین‌های خشک و مرده می‌فرستد و پس از خشک‌سالی، آن‌ها را دوباره به سرسبزی و طراوت بازمی‌گرداند.

نکته ادبی: اشاره به آیه قرآن در مورد زنده کردن زمین پس از مرگ آن به وسیله باران.

انشا برحمته من حبة شجرا سوی بقدرته من نطفة رجلا

او از روی رحمتش از یک دانه کوچک، درختی تنومند می‌آفریند و با قدرت بی‌کرانش، از قطره‌ای ناچیز (نطفه)، انسانی کامل پدید می‌آورد.

نکته ادبی: تضاد میان آغاز کوچک (حَبّه/نطفه) و نتیجه بزرگ (شجر/رجل) برای نمایش قدرت آفرینش.

مولی تقاصرت الاوهام عاجزة لا یعتدون الی ادراکه سبلا

خداوند پروردگاری است که اندیشه‌ها و خیال‌های بشری، عاجزانه از درکِ کنه ذات او بازمانده‌اند و هیچ راهی برای رسیدن به شناختِ حقیقتِ او ندارند.

نکته ادبی: تأکید بر ناتوانی عقل بشری در احاطه به ذات الهی.

ما العالمون بمحصی حق نعمته و لا الملائک فی تسبیحهم زجلا

دانایان نمی‌توانند حقِ نعمت‌های او را به‌طور کامل بشمارند و فرشتگان نیز در تسبیح و عبادتِ خود، هرگز به کُنهِ عظمتِ او راه نمی‌یابند.

نکته ادبی: زجل به معنای فریاد و صدای بلند در تسبیح است که در اینجا کنایه از عبادت پیوسته فرشتگان است.

سعدی حسبک واقصر عن مبالغة لا تنطقن بدعوی تورث الخجلا

ای سعدی! دیگر بس کن و از این زیاده‌گویی دست بکش؛ سخنی مگو که ادعایی بی‌حاصل باشد و تو را در پیشگاه حقیقت، شرمسار کند.

نکته ادبی: تخلص شاعر و نهیب زدن به خویشتن برای پرهیز از مبالغه در وصف امر مطلق.

جل المهیمن ان تدری حقائقه من لاله المثل لا تضرب له مثلا

بسیار والاتر و برتر از آن است که کسی بتواند به حقایق ذاتش پی ببرد؛ آن خدایی که هیچ همتایی ندارد و هیچ‌کس نباید برای او مثالی بزند.

نکته ادبی: اشاره به آیه قرآن لیس کمثله شیء؛ نفی تمثیل و تشبیه برای ذات خداوند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) طوبی لطالبه تعسا لتارکه

تقابل میان خوشبختیِ جوینده راه حق و بدبختیِ روی‌گردان از آن، برای تأکید بر ارزشِ حرکت به سوی خدا.

استعاره بنور معرفة الرحمن مکتحلا

تشبیه شناخت خداوند به نور و بهره‌مندی از آن به سرمه‌کشیدن، که کنایه از بیناییِ باطنی و معرفت قلبی است.

تخلص سعدی حسبک

شاعر با آوردن نام خود (تخلص) در بیت دوازدهم، گفتگو را به درون خود می‌کشاند و به خویشتنِ خویش نهیب می‌زند که از حدِ ادب در سخن فراتر نرود.

مبالغه و تأکید لا یعتدون الی ادراکه سبلا

تصویرسازی ناتوانیِ مطلقِ عقل بشری با نفیِ وجودِ هرگونه راه (سبل) برای رسیدن به شناخت ذات خداوند.

تمثیل و تناسب من حبة شجرا... من نطفة رجلا

استفاده از شواهدِ عینی در طبیعت و بیولوژی برای اثبات قدرتِ بی‌پایانِ صانع در دگرگونی و خلق موجودات.