دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۴۳

سعدی
ای کودک لشکری که لشکر شکنی تا کی دل ما چو قلب کافر شکنی؟
آن را که تو تازیانه بر سر شکنی به زانکه ببینی و عنان برشکنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در قالب یک شکایت عاشقانه و صمیمانه، معشوق را به کودکی خردسال اما قدرتمند تشبیه می‌کند که با نیروی زیبایی و بی‌اعتنایی خود، سپاه دل عاشق را در هم می‌شکند. شاعر در این فضای عاطفی، استیصال خود را از بی‌مهری‌های معشوق بیان می‌کند.

مضمون اصلی، تقابل میان دردِ ناشی از توجهِ همراه با خشونت معشوق و دردِ عمیق‌ترِ ناشی از نادیده گرفته شدن است؛ در این نگاه، حتی رنج و تنبیه از جانب یار، از بی‌اعتنایی او شیرین‌تر است.

معنای روان

ای کودک لشکری که لشکر شکنی تا کی دل ما چو قلب کافر شکنی؟

ای معشوق زیباروی که همانند سرداری جوان، قدرتِ شکست دادن سپاهیان را داری، تا چه زمانی می‌خواهی قلب من را که همچون مرکزِ سپاهِ دشمن (قلبِ کافر) بی‌دفاع است، بی‌رحمانه درهم بشکنی؟

نکته ادبی: واژه «قلب» در اینجا دارای ایهام است؛ هم به معنای عضو حیاتی بدن (دل) و هم به معنای «مرکز و میانه‌ی سپاه» که در تقابل با «لشکر» و «لشکرشکنی» معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند.

آن را که تو تازیانه بر سر شکنی به زانکه ببینی و عنان برشکنی

کسی که تو با تازیانه بر سرش می‌زنی و او را مجازات می‌کنی، وضعیتش بسیار بهتر است از کسی که تو به او نگاهی می‌کنی و سپس بی‌اعتنا از او روی برمی‌گردانی و می‌روی.

نکته ادبی: عبارت «عنان برشکنی» کنایه از روی گرداندن، ترکِ عاشق و بی‌توجهی است که برای عاشق از هر شکنجه‌ی ظاهری تلخ‌تر است.

آرایه‌های ادبی

ایهام قلب

اشاره به دو معنای «دل» و «مرکز سپاه» که با واژگانِ «لشکر» و «کافر» تناسب دارد.

تناسب (مراعات نظیر) لشکر، قلب، تازیانه، عنان

این واژگان در یک حوزه‌ی معنایی (حوزه‌ی نظامی و جنگی) قرار دارند و پیوستگی فضای شعری را حفظ کرده‌اند.

کنایه عنان برشکنی

به معنای روی گرداندن، اعراض کردن و بی‌اعتنایی از عاشق.