دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۴۱

سعدی
در وهم نیاید که چه شیرین دهنی اینست که دور از لب ودندان منی
ما را به سرای پادشاهان ره نیست تو خیمه به پهلوی گدایان نزنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از اشتیاق سوزان و ستایش بی‌پایان عاشق نسبت به معشوقی است که زیبایی و کمالش فراتر از تصورات بشری است. در این ابیات، فاصله طبقاتی و معنوی میان عاشق و معشوق به عنوان مانعی برای وصال به تصویر کشیده شده است.

فضای حاکم بر این سروده‌ها، آمیزه‌ای از حیرت در برابر زیبایی معشوق و اندوه ناشی از دوری و بی‌لیاقتیِ عاشق در رسیدن به آن آستانِ بلندمرتبه است. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیم تضاد، دوری و قرب را به شیوه‌ای ظریف و اثرگذار ترسیم می‌کند.

معنای روان

در وهم نیاید که چه شیرین دهنی اینست که دور از لب ودندان منی

آن‌قدر شیرین‌گفتار و زیبا هستی که توصیف دلربایی تو در وهم و خیال نمی‌گنجد؛ اندوه جانکاه من تنها از این است که تو از من دوری و من از لذت وصال تو بی‌بهره‌ام.

نکته ادبی: واژه «وهم» در ادبیات کلاسیک به معنای اندیشه و تصورِ قوی است و «شیرین‌دهنی» کنایه از زیبایی چهره و جذابیت گفتار معشوق است.

ما را به سرای پادشاهان ره نیست تو خیمه به پهلوی گدایان نزنی

من که خود را در جایگاهی نمی‌بینم که به دربار پادشاهان راه یابم، می‌دانم که تو نیز آن‌قدر والامقام هستی که حتی تصور نمی‌رود به درویشان و بی‌نوایانی چون من توجه کنی و در کنار ما اقامت گزینی.

نکته ادبی: «خیمه زدن» در اینجا استعاره از اقامت کردن و همنشینی است و تضادِ «پادشاهان» و «گدایان» برای تأکید بر دوریِ عاشق و معشوق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه شیرین دهنی

کنایه از زیبایی مطلق و کلام دلنشین معشوق که وصف آن ممکن نیست.

تضاد پادشاهان و گدایان

ایجاد تقابل میان جایگاهِ رفیع معشوق و مرتبتِ فرودست عاشق برای القای حس دوری و فراق.

استعاره خیمه زدن

به معنای اقامت کردن و همنشینی؛ اشاره به عدم امکان وصال به دلیل تفاوت در شأن و جایگاه.