دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۴۰

سعدی
کردیم بسی جام لبالب خالی تا بود که نهیم لب بران لب حالی
ترسنده ازان شدم که ناگاه ز جان بی وصل لبت کنمی قالب خالی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، بیانگرِ اشتیاقِ سوزانِ یک سالک یا عاشق برای رسیدن به وصالِ معشوق است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرِ نوشیدنِ مدام، مسیری را ترسیم می‌کند که در آن، هر تجربه‌ای تنها برای رسیدن به مقصدِ نهایی، یعنی بوسه‌ی یار، صورت می‌پذیرد.

در پسِ این تکاپو، دلهره‌ای عمیق نهفته است؛ هراس از مرگِ پیش‌رس که می‌تواند فرصتِ دیدارِ معشوق را از عاشق بگیرد. این شعر، گویایِ عجله و اضطرابِ عارفانه برای دست یافتن به حقیقتِ هستی پیش از آن است که پیکرِ مادی (کالبد) تهی از جان شود.

معنای روان

کردیم بسی جام لبالب خالی تا بود که نهیم لب بران لب حالی

ما جام‌های لبریز از شراب را بسیار نوشیدیم و خالی کردیم، تنها به این امید که شاید بتوانیم در نهایت، لب بر آن لبِ محبوب بگذاریم و به وصال برسیم.

نکته ادبی: واژه «لبالب» صفتِ مبالغه‌آمیز برای پُری است و تکرار واژه «لب» در مصراع دوم، بر اهمیتِ وصالِ معشوق تأکید دارد.

ترسنده ازان شدم که ناگاه ز جان بی وصل لبت کنمی قالب خالی

من از این موضوع بیمناکم که ناگهان و پیش از آنکه به وصالِ لب‌های تو نائل شوم، جان از بدنم خارج شود و جسمم خالی و بی‌جان گردد.

نکته ادبی: «قالب» در متون ادبی به معنای کالبد و تن است و «قالبِ خالی» کنایه‌ای ظریف و ادبی از مرگ و پیکری است که جان در آن نیست.

آرایه‌های ادبی

تضاد جام لبالب / قالب خالی

تقابلِ پر بودنِ جامِ دنیوی با خالی شدنِ کالبد در اثرِ مرگ، نشان‌دهنده‌ی تضاد میانِ لذت‌های گذرای دنیایی و جداییِ ابدی از یار است.

تکرار و ایهام لب

تکرار واژه «لب» در معانی مختلف (جامِ لبالب و لبِ معشوق) که بر تأکید و تمرکزِ شاعر بر هدفِ اصلی دلالت دارد.

کنایه قالب خالی

کنایه از مرگ و خروجِ روح از بدن که به شکلی تصویرگرایانه بیان شده است.