دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۳۵

سعدی
گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری باشد که بلای عشق گردد سپری
چندانکه نگه می کنم ای رشک پری بار دومین از اولین خوبتری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر کشمکش درونیِ عاشق با دل خویش است؛ آنجا که سعی می‌کند با ترکِ نظربازی و دوری از تماشای زیبایی‌ها، خود را از بند و رنج عشق برهاند، اما زیباییِ خیره‌کننده و فزاینده‌ی معشوق، این تصمیم را بی‌اثر می‌گذارد.

شاعر در این ابیات به ناتوانیِ اراده در برابر کششِ عشق اشاره دارد؛ حقیقتی که نشان می‌دهد هرچه عاشق بیشتر در پیِ فرار از عشق است، با هر نگاهِ دوباره، خود را گرفتارتر از پیش می‌یابد، چرا که زیباییِ معشوق در هر لحظه جلوه‌ای تازه و فریباتر از خود نشان می‌دهد.

معنای روان

گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری باشد که بلای عشق گردد سپری

با خود اندیشیدم که از دیدن روی زیبایان دست بردارم و دیگر به جمال کسی ننگرم.

نکته ادبی: صاحب‌نظری در اینجا به معنای کسی است که با ذوق و دیده‌ای تیزبین به زیبایی‌ها می‌نگرد و در پی آن دچار شور و اشتیاق می‌شود.

چندانکه نگه می کنم ای رشک پری بار دومین از اولین خوبتری

شاید با این کار، رنج و بلای عشق از سرم کوتاه شود و به آرامش برسم.

نکته ادبی: سپری شدن در اینجا به معنای پایان یافتن و تمام شدن است، یعنی امیدوار بودم که رنج عشق به پایان برسد.

آرایه‌های ادبی

استعاره رشک پری

تشبیه معشوق به موجودی که زیبایی‌اش باعث حسادت پریان می‌شود.

تناقض (پارادوکس) توبه از نظربازی و دیدنِ دوباره

تضاد میان تصمیمِ عقلانیِ عاشق برای دوری از عشق و ناتوانی او در برابر زیباییِ مدامِ معشوق.