دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۳۳

سعدی
کی دانستم که بیخطا برگردی؟ برگشتی و خون مستمندان خوردی
بالله اگر آنکه خط کشتن دارد آن جور پسندد که تو بی خط کردی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، گلایه و شکوه عاشقی است که از معشوق خود انتظار بازگشت داشت، اما با بازگشت او، نه تنها گرهی از کارش گشوده نشد، بلکه ستمی مضاعف بر او روا گشت. شاعر در این قطعه، با تکیه بر زیباییِ چهره‌ی معشوق (که با روییدن موی عارض یا همان «خط» کامل شده است)، از تناقض میان جمالِ ظاهری و قساوتِ باطنی او سخن می‌گوید.

مفهوم کلیدی شعر بر این محور می‌چرخد که معشوق، حتی در دوران نوجوانی و پیش از بلوغ کامل که هنوز اثرِ موی صورت (خط) بر چهره‌اش نمایان نشده بود، چنان ظلمی بر عاشق روا می‌داشت که گویی در نهادش، خویِ آدم‌کشی نهفته بوده است؛ قساوتی که از هر جنایت‌کاری بعید است.

معنای روان

کی دانستم که بیخطا برگردی؟ برگشتی و خون مستمندان خوردی

هرگز گمان نمی‌بردم که تو این‌گونه بازگردی (یا به زعم من، انتظار نداشتم که تو بی‌خطا و معصوم بازگردی).

نکته ادبی: واژه «خطا» در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای اشتباه و گناه است و هم با کلمه «خط» (موی صورت) که در بیت‌های بعدی می‌آید، رابطه معنایی ظریفی ایجاد می‌کند.

بالله اگر آنکه خط کشتن دارد آن جور پسندد که تو بی خط کردی

اما بازگشتی و با بی‌رحمیِ تمام، دل و جان عاشقانِ درمانده و بی‌بضاعت را به خون کشیدی.

نکته ادبی: «خون خوردن» در ادبیات فارسی کنایه از تحملِ رنج و اندوه فراوان و گاهی به معنای کشتن و نابود کردنِ طرف مقابل است.

آرایه‌های ادبی

ایهام خطا و خط

استفاده از واژه‌ی «خطا» به معنای اشتباه و «خط» به معنای موی صورت (نشانه‌ی بلوغ و زیبایی) که پیوند معنایی عمیقی میانِ دورانِ نوجوانی و قساوت معشوق برقرار کرده است.

کنایه خون کسی را خوردن

کنایه از به ستوه آوردن، زجر دادن و نابود کردنِ عاشق به دلیل بی‌توجهی یا ستمِ معشوق.

مبالغه بالله اگر آنکه خط کشتن دارد

شاعر برای تأکید بر شدتِ ستمِ معشوق، قسم یاد می‌کند که حتی قاتلانِ حرفه‌ای نیز به اندازه‌ی تو بی‌رحم نبوده‌اند.