دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۳۱

سعدی
هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟ یا سرو بدین بلند و خوش بالایی؟
مسکین دل آنکه از برش برخیزی خرم تن آنکه از درش بازآیی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حیرت شاعر از زیبایی بی‌مانند محبوب و تأثیر عمیق حضور و غیاب او بر جان عاشق است. سراینده با نگاهی ستایشگر، زیبایی ظاهری محبوب را به سرو تشبیه کرده و در کنار آن، اندوهِ جانکاهِ ترک‌شدن و شادیِ لبریزِ بازگشتِ معشوق را به تصویر می‌کشد.

درونمایه کلی شعر، ستایش زیبایی معشوق و بیان تضاد درونی عاشق میان دوری و نزدیکی محبوب است که فضایی احساسی و لطیف را ترسیم می‌کند.

معنای روان

هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟ یا سرو بدین بلند و خوش بالایی؟

آیا تا به حال انسانی با چنین زیبایی خیره‌کننده‌ای دیده شده است؟ یا آیا سروی با این قد و قامت بلند و موزون وجود داشته است؟

نکته ادبی: در ادبیات کلاسیک، سرو نماد قامت بلند و رعنایی است و واژه «بالا» در اینجا به معنای قد و قامت به کار رفته است.

مسکین دل آنکه از برش برخیزی خرم تن آنکه از درش بازآیی

آن کس که تو از کنارش برمی‌خیزی و او را ترک می‌کنی، دلی پر از حسرت و بیچارگی دارد؛ در مقابل، آن کسی که تو دوباره به درِ خانه‌اش بازمی‌گردی، از خوشحالی سرشار و خرم است.

نکته ادبی: در اینجا «مسکین» به معنای عاشقِ نیازمندِ محبت است که از دوری محبوب رنج می‌کشد و «بر» به معنای کنار و آغوش است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرو

تشبیه قد و قامت محبوب به درخت سرو که نماد بلندی، راستی و موزون بودن در شعر کلاسیک است.

تضاد مسکین و خرم

مقابله میان وضعیت دلِ عاشق هنگام رفتن محبوب (بی‌نوایی و غم) و هنگام بازگشت او (شادی و خرمی) که نشان‌دهنده شدت حالات روحی است.

پرسش انکاری هرگز بود آدمی بدین زیبایی؟

استفاده از پرسش برای تأکید بر بی‌نظیر بودن زیبایی محبوب که پاسخ آن منفی است و نشان‌دهنده اوج کمال اوست.