دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۲۸

سعدی
ای بی رخ تو چو لاله زارم دیده گرینده چو ابر نوبهارم دیده
روزی بینی در آرزوی رخ تو چون اشک چکیده در کنارم دیده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به توصیف حال‌ و روز عاشق در فراق معشوق می‌پردازند. فضای کلی حاکم بر این سروده‌ها، آکنده از اندوه و بی‌قراری است که شاعر با استفاده از تشبیهات طبیعت‌گرا، عمق رنج و سرخ‌فامی چشمانش را به دلیل گریستن بی‌امان، به شکلی فاخر و صریح ترسیم می‌کند.

این متن نمایانگر لحظاتِ تنهایی و انتظارِ عاشق است که در آن، رنجِ دوری از چهره‌ی یار، تمامِ وجود او را دگرگون ساخته و او را به وضعیتی از بی‌قراری رسانده است که چشمانش را مانند گلی داغدار و اشکش را همچون باران بهاری توصیف می‌کند.

معنای روان

ای بی رخ تو چو لاله زارم دیده گرینده چو ابر نوبهارم دیده

چشمانم همانند ابرهای باران‌زای فصل بهار، بی‌وقفه و با شدت در حال گریستن است.

نکته ادبی: تشبیه به ابر نوبهار، بیانگر کثرت و پیوستگی اشک است.

روزی بینی در آرزوی رخ تو چون اشک چکیده در کنارم دیده

دیدگانم از شدت اشتیاق، چنان خسته و بی‌قرار شده که گویی همانند اشکی است که از چشم چکیده و در گوشه‌ای رها شده است.

نکته ادبی: اشکِ چکیده، کنایه از بی‌ارزش شدن و تنهاییِ عاشق در اثر بی‌توجهی معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو لاله زارم دیده

تشبیه چشمِ سرخ از گریه به گلزار لاله.

تشبیه چو ابر نوبهارم

تشبیه گریستن به ابر پرباران بهاری برای نشان دادنِ کثرت اشک.

تشبیه چون اشک چکیده

تشبیه حالِ عاشق (یا چشمِ او) به اشکِ افتاده بر زمین که نشان از بی‌تابی و خستگی دارد.