دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۷
سعدیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
در این ابیات، شاعر با لحنی آکنده از حسرت و پشیمانی به نقش چشم و دل در گرفتار شدن به دام عشق میپردازد. او در پی ریشهیابی رنجهای عاشقی است و میان دو عاملِ نگاه (به عنوان دروازه ورود عشق) و دل (به عنوان جایگاه پذیرش آن) قضاوت میکند.
فضای حاکم بر این ابیات، فضایی پرسشگرانه و سرشار از ملامتِ خویشتن است. شاعر با تکیه بر این باور که چشم و دل همدست یکدیگر در به وجود آوردنِ این محنت هستند، شکوه و گلایه خود را به هر دو معطوف کرده و پشیمانیِ عمیق خویش را از آغازِ این دلبستگی ابراز میدارد.
معنای روان
کاش هیچگاه چشمانم به تماشای تو نمینشست و کاش به واسطهی این نگاه، عشقِ تو راهی به درون قلبم پیدا نمیکرد.
نکته ادبی: افعال «نکردمی» و «نزدی» در اینجا به صورت ماضی آرزویی (شبهشرطی) به کار رفتهاند که بیانگر آرزوی محال برای عدم وقوع یک واقعه در گذشته است.
کوتاهیِ اصلی از جانب دل بود و گناهِ دیدن نیز بر گردن چشمانم؛ فریاد و فغان از دستِ دل و هزاران بار فریاد از دست چشمانم که این همه رنج را به بار آوردند.
نکته ادبی: واژه «تقصیر» و «گناه» در اینجا برای تقابلسازی میان نقش دل (خواستن) و چشم (دیدن) در فرایند عاشق شدن به کار رفته است.
آرایههای ادبی
تکرار عبارت «از دیده» در پایان مصراعها علاوه بر ایجاد موسیقی کناری، بر این باور که چشم منشأ اصلی گرفتار شدن در عشق است، تأکید دارد.
شاعر میان 'دل' (به عنوان مرکز احساس و پذیرش) و 'دیده' (به عنوان عامل دریافت و دروازه ورود) تقابل ایجاد کرده تا مسئولیتِ ایجاد عشق را میان آنها تقسیم کند.
شاعر برای نشان دادن شدت پشیمانی و عمق رنج خود از عبارتی مبالغهآمیز استفاده کرده است.