دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۲۵

سعدی
ما را نه ترنج از تو مرادست نه به تو خود شکری پسته و بادام مده
گر نار ز پستان تو که باشد و مه هرگز نبود به از زنخدان تو به

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های لطیف و بازی‌های زبانی هوشمندانه، زیبایی معشوق را ستایش می‌کند. او با کنار گذاشتن مقایسه‌های کلیشه‌ای که معشوق را به میوه‌ها و خوراکی‌ها تشبیه می‌کنند، تأکید می‌کند که زیبایی معشوق، فراتر از هرگونه توصیف ظاهری و مقایسه‌های مادی است.

این ابیات آمیزه‌ای از شور عاشقانه و توانایی شاعر در به‌کارگیری ایهام‌های ظریف زبانی است که فضای اثر را سرشار از طراوت، شوخ‌طبعیِ کلامی و لطافت ادبی کرده است.

معنای روان

ما را نه ترنج از تو مرادست نه به تو خود شکری پسته و بادام مده

من از تو نه میوه ترنج می‌خواهم و نه میوه «بِه»؛ تو خودت عین شیرینی و قند هستی، پس برای من پسته و بادام نیاور، چرا که زیبایی و وجود تو از هر خوراکی لذیذی برای من بالاتر و کامل‌تر است.

نکته ادبی: شاعر از واژه‌ی «به» در جایگاه ایهام استفاده کرده است تا میان نام میوه‌ و صفتِ برتری تمایز قائل شود.

گر نار ز پستان تو که باشد و مه هرگز نبود به از زنخدان تو به

اگر انار را به برجستگی سینه تو و ماه را به چهره‌ات تشبیه کنند، باز هم هیچ میوه «بِه»یی به زیبایی گودی چانه‌ی تو نیست.

نکته ادبی: ایهامِ کلمه‌ی «به» در انتهای بیت بسیار درخشان است؛ به این معنا که هیچ «بِهی» (میوه) به لحاظ زیبایی با چانه‌ی تو برابری نمی‌کند.

آرایه‌های ادبی

ایهام به

به کارگیری هم‌زمانِ معنای میوه‌ی «بِه» و صفت تفضیلی «به‌تر» که بر موسیقی و عمق معنایی بیت افزوده است.

استعاره نار، پسته، بادام، ترنج

استفاده از نام میوه‌ها و خوراکی‌ها به عنوان استعاره برای توصیف ویژگی‌های ظاهری و اندام‌های معشوق.