دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۲۱

سعدی
ای دست تو آتش زده در خرمن من تو دست نمی گذاری از دامن من
این دست نگارین که به سوزن زده ای هرچند حلال نیست در گردن من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بیانگر کشمکش درونی عاشق در برابر معشوقی است که هم عامل ویرانی و سوختن اوست و هم رهاکننده او نیست. فضای حاکم بر این ابیات، آمیزه‌ای از درد، اشتیاق و تسلیم است که در آن شاعر از نفوذ عمیق و غیرقابل‌اجتنابِ دستِ معشوق بر سرنوشت و وجود خود سخن می‌گوید.

در نگاهی کلان‌تر، این ابیات به پارادوکسِ عشق اشاره دارند؛ جایی که درد و لذت در هم تنیده شده‌اند و شاعر با وجود آگاهی از اینکه این پیوند ممکن است برخلاف مصلحت یا عرف باشد، گریزی از آن ندارد.

معنای روان

ای دست تو آتش زده در خرمن من تو دست نمی گذاری از دامن من

ای معشوق، دستِ تو تمام هستی و داراییِ مرا به آتش کشیده است و نابود کرده، با این حال همچنان دست از دامنِ من برنمی‌داری و مرا رها نمی‌کنی.

نکته ادبی: خرمن در اینجا استعاره از تمامِ داراییِ معنوی و وجودِ عاشق است. دست از دامن نداشتن کنایه از تداومِ پیوند و اصرار بر ماندن است.

این دست نگارین که به سوزن زده ای هرچند حلال نیست در گردن من

این دستِ زیبا که با سوزن نقش‌ونگار بر آن زده‌ای، هرچند که بنا بر قاعده و شرع حقِ قرار گرفتن بر گردنِ من را ندارد، اما همچنان بر من سنگینی می‌کند و بر من مسلط است.

نکته ادبی: سوزن زدن می‌تواند اشاره به خالکوبی یا دردِ ناشی از زخمی باشد که معشوق بر عاشق وارد کرده است. گردن نهادن کنایه از تسلیم شدن در برابرِ بارِ گران یا حضورِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش زده در خرمن

سوختنِ داراییِ عاشق به معنای نابودی یا دگرگونیِ عمیقِ روحی توسط معشوق.

کنایه دست از دامن نداشتن

اشاره به اصرار و پافشاری برای رها نکردنِ دیگری.

کنایه گردن نهادن

اشاره به پذیرشِ حکم یا سنگینیِ بارِ عشق.