دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۱۹

سعدی
در دیده به جای سرمه سوزن دیدن برق آمده و آتش زده خرمن دیدن
در قید فرنگ غل به گردن دیدن به زانکه به جای دوست، دشمن دیدن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی پر از درد و اندوه اجتماعی و سیاسی را ترسیم می‌کنند. شاعر با استفاده از تصاویرِ تلخ و تکان‌دهنده، به تقابلِ میان رنج‌های ظاهری و دردهای عمیق‌ترِ درونی می‌پردازد و شرایط نابسامانِ زمانه را به تصویر می‌کشد.

مضمون اصلی، بیزاری از سلطه بیگانگان در کنارِ هراس از دشمنانِ خانگی است. شاعر بر این باور است که اگرچه اسارتِ در دستِ استعمارِ خارجی تلخ و جانکاه است، اما فریب خوردن از کسی که در جایگاه دوست نشسته، دردناک‌تر و ویرانگرتر است.

معنای روان

در دیده به جای سرمه سوزن دیدن برق آمده و آتش زده خرمن دیدن

به جای اینکه در چشم‌ها سرمه بکشند تا زیبایی بیفزایند، شاهد فرو رفتن سوزن در چشم هستیم؛ و به جای آرامش، دیدنِ صاعقه‌ای که فرود آمده و تمام حاصلِ رنج و هستیِ (خرمن) ما را به آتش کشیده است.

نکته ادبی: سرمه و سوزن تضاد زیبایی و درد را نشان می‌دهند. خرمن استعاره از دسترنج یک ملت است که دچار آسیب ناگهانی شده است.

در قید فرنگ غل به گردن دیدن به زانکه به جای دوست، دشمن دیدن

اسیرِ بیگانگان بودن و زنجیرِ ذلت بر گردن داشتن، بسیار بهتر از آن است که در چهره‌ی کسی که باید دوست باشد، دشمنی و خیانت را مشاهده کنیم.

نکته ادبی: فرنگ نماد استعمار غربی است. غل به گردن کنایه از اسارت و از دست رفتن آزادی فردی و ملی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد سرمه و سوزن

تقابلِ ابزارِ آرایش و زیبایی با وسیله‌ی شکنجه برای نشان دادنِ عمقِ فاجعه.

استعاره خرمن

نمادِ حاصلِ زحمات، هستی و دسترنج یک ملت که یکباره نابود شده است.

کنایه غل به گردن

اشاره به اسارت و از دست دادنِ استقلال و آزادی.