دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۱۶

سعدی
یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان تا پیش قدت چنگ زند سرو روان
تا کی برم از دست جفای تو قلان نی شرع محمدست نی یاسهٔ خان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از واژگانِ سیاسی، اداری و حقوقیِ رایج در دوران ایلخانان، فضای متفاوتی را در بیان شِکوه از جور معشوق ترسیم کرده است.

او با تلفیقِ مفاهیمِ عاشقانه و ادبیاتِ سیاسیِ عصرِ خود، معشوق را به پادشاهی ظالم تشبیه می‌کند که ستمِ او نه در چارچوبِ شرع می‌گنجد و نه در قوانینِ عرفیِ زمانه (یاسا)، که این نشان از بی‌حد و مرز بودنِ ستمِ او دارد.

معنای روان

یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان تا پیش قدت چنگ زند سرو روان

ای پادشاهِ زیبارویان، فرمانی صادر کن.

نکته ادبی: واژه «یرلیغ» یک اصطلاح مغولی به معنای حکم و فرمانِ شاهانه است که در متونِ تاریخی و ادبیِ دوران ایلخانی کاربردِ فراوان داشته است.

تا کی برم از دست جفای تو قلان نی شرع محمدست نی یاسهٔ خان

تا درختِ سروِ خرامان در برابرِ قامتِ موزونِ تو، از سرِ فروتنی خم شود و به دامنت بیاویزد.

نکته ادبی: «چنگ زدن» در اینجا به معنای استمداد جستن یا به نشانه تواضع و تسلیم، دست به دامنِ کسی زدن است که در برابرِ قامتِ بلندِ سرو، استعاره‌ای برای فروتنی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح شرع محمدست نی یاسهٔ خان

اشاره به دو نظامِ حقوقی و قانونیِ معتبر در دوره ایلخانان برای تأکید بر نامتعارف بودنِ رفتارِ ستمگرانه معشوق.

استعاره یرلیغ، قلان، یاسه

استفاده از اصطلاحاتِ دیوانی و حکومتی برای تصویرسازی مفاهیمِ عاشقانه و بیانِ شِکوه و شکایت به شکلی نوآورانه.

تشبیه قدت... سرو روان

تشبیه قامتِ معشوق به درخت سرو که نمادِ راستی، بلندی و موزون بودن است.