دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۱۱

سعدی
چون می کشد آن طیرهٔ خورشید و مهم من نیز به ذل و حیف تن در ندهم
باری دو سه بوسه بر دهانش بدهم وانگه بکشد چو می کشد بر گنهم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی تقابلِ میانِ وقارِ عاشق و ستمگریِ معشوق است. شاعر در این قطعه، با لحنی جسورانه و سرکش، اعلام می‌دارد که هرگز در برابرِ بی‌مهری و ستمِ معشوقِ خیره‌کننده و خورشیدگونِ خود، تسلیمِ ذلت نمی‌شود. در عین حال، این سرکشی مانع از اشتیاقِ او نیست؛ بلکه او با نوعی ازخودگذشتگیِ عاشقانه، مرگ را در راهِ رسیدن به اندکی کام و بوسه، پذیراست.

فضای شعر، فضایی حماسی-عاشقانه است که در آن، عاشق برای حفظِ عزتِ نفسِ خویش در عینِ طلبِ وصال، میانِ دو راهیِ ذلت و فداکاری قرار گرفته و انتخابِ نهایی او، قربانی شدن در راهِ لذتی ناچیز اما ارزشمند است.

معنای روان

چون می کشد آن طیرهٔ خورشید و مهم من نیز به ذل و حیف تن در ندهم

از آنجا که آن محبوبِ تابان و خورشیدگون، قصدِ بی‌مهری یا کشتنِ مرا دارد، من هرگز در برابرِ چنین ستم و خواری‌ای سر فرود نمی‌آورم و تن به ذلت نمی‌سپارم.

نکته ادبی: واژه «طیره» در اینجا به معنای تابناکی و خیره‌کنندگی است که با استعاره‌سازی، به خورشید تشبیه شده است و کل عبارت، وصفی است برای معشوق.

باری دو سه بوسه بر دهانش بدهم وانگه بکشد چو می کشد بر گنهم

دست‌کم پیش از آنکه جانم را بگیرد، دو یا سه بوسه از لبانش می‌ستانم و پس از آن، اگر می‌خواهد مرا بکشد، بگذارد بکشد؛ چرا که مسئولیتِ این خون بر گردنِ اوست و من با رضایت آن را می‌پذیرم.

نکته ادبی: «باری» در اینجا قیدی برای تأکید و به معنای «دست‌کم» یا «به هر روی» است که بر اراده‌ی استوارِ شاعر برای کسبِ لذتِ وصال، پیش از مرگ دلالت دارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه طیرهٔ خورشید

معشوق به خورشید تشبیه شده تا درخشندگی، عظمت و خیره‌کنندگیِ او تبیین شود.

کنایه کشتن

کنایه از بی‌مهریِ شدید، جفا و در تنگنا قرار دادنِ عاشق توسط معشوق است.

تضاد ذلت و ستم در برابر بوسه

شاعر میانِ ذلت‌پذیری که آن را رد می‌کند و بوسه گرفتن که آن را به قیمتِ جان می‌پذیرد، تضادی معنایی ایجاد کرده است.