دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۰۷

سعدی
گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم صوفی شوم و گوش به منکر نکنم
دیدم که خلاف طبع موزون من است توبت کردم که توبه دیگر نکنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، شرح کشاکش میان زهدِ تحمیلی و میلِ درونیِ شاعر به عشق و زیبایی است. شاعر که ابتدا بر آن است تا با دوری از دلبر و روی آوردن به ریاضت، خود را از قید عشق رها کند، درمی‌یابد که این تصمیم با سرشتِ لطیف و هنرمندانه او ناسازگار است و در نهایت، به جای توبه از عشق، از اصلِ توبه کردن بیزار می‌شود و به فطرتِ عاشقانه خود باز می‌گردد.

معنای روان

گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم صوفی شوم و گوش به منکر نکنم

با خود عهد کردم که دیگر هرگز به محبوب نگاه نکنم و راه زهد و بی‌تفاوتی را پیش گیرم و سخن سرزنش‌گران و منتقدانِ راهِ عشق را نشنیده بگیرم.

نکته ادبی: واژه «صوفی» در اینجا به معنای زاهدِ گوشه‌گیر است که از لذاتِ دنیوی و حظِّ جمال دوری می‌جوید. «منکر» نیز به معنای کسی است که زیبایی یا عشق را برنمی‌تابد و به سرزنش عاشق می‌پردازد.

دیدم که خلاف طبع موزون من است توبت کردم که توبه دیگر نکنم

اما خیلی زود دریافتم که این رویه، با طبع لطیف و موزونِ من تضاد دارد؛ از این رو توبه کردم که دیگر هرگز چنین توبه‌ای بر زبان نیاورم.

نکته ادبی: «طبع موزون» کنایه از قریحه هنری و روحیه‌ای است که ذاتا پذیرای زیبایی است. ترکیب «توبت کردم که توبه دیگر نکنم» نوعی پارادوکسِ کلامیِ زیباست که نشان‌دهنده پایانِ کشمکشِ درونی شاعر است.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) توبت کردم که توبه دیگر نکنم

شاعر با توبه کردن از توبه، در واقع بر بازگشت به مسیر عشق تأکید می‌کند که نوعی بازی زبانی و پارادوکسیکال است.

کنایه طبع موزون

استعاره‌ای از روحیه لطیف، هنری و عاشق‌پیشه شاعر است.