دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۰۵

سعدی
هر گه که نظر بر گل رویت فکنم خواهم که چو نرگس مژه بر هم نزنم
ور بی تو میان ارغوان و سمنم بنشینم و چون بنفشه سر برنکنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شدت شیفتگی و اشتیاق عاشق است. شاعر با استفاده از تصاویر بدیع طبیعت، دو حالت متضاد حضور و غیاب معشوق را ترسیم می‌کند. در حضور معشوق، دنیا چنان فریبنده است که عاشق تاب لحظه‌ای چشم بستن ندارد و در غیاب او، حتی در دل‌انگیزترین مناظر، جز اندوه و افسردگی چیزی نمی‌بیند.

شاعر با پیوند زدن حالات انسانی به ویژگی‌های گل‌ها، به زیبایی هرچه تمام‌تر عمق احساسات خود را به تصویر می‌کشد؛ به طوری که زیبایی چهره معشوق، گل‌ها را شرمسار می‌کند و فقدان او، طراوت باغ را به خزان غم بدل می‌سازد.

معنای روان

هر گه که نظر بر گل رویت فکنم خواهم که چو نرگس مژه بر هم نزنم

هرگاه به صورت زیبایت که همچون گل شکوفاست نگاه می‌کنم، چنان محو تماشای تو می‌شوم که دلم می‌خواهد مانند گل نرگس که گویی همیشه بیدار است، پلک بر هم نگذارم تا لحظه‌ای از دیدارت محروم نمانم.

نکته ادبی: تشبیه به نرگس، کنایه از باز بودن همیشگی چشم و پرهیز از پلک زدن است.

ور بی تو میان ارغوان و سمنم بنشینم و چون بنفشه سر برنکنم

و اگر تو در کنارم نباشی، حتی اگر در زیباترین گلزار جهان میان درختان ارغوان و بوته‌های یاسمن باشم، باز هم از شدت اندوه دوری‌ات، مانند گل بنفشه که سرش خمیده است، سر بر نمی‌آورم و با غم و اندوه به زمین خیره می‌مانم.

نکته ادبی: سر بر نکردن به حالت خمیدگی گل بنفشه اشاره دارد که در ادبیات کهن نماد فروتنی، شرم یا غم و اندوه است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو نرگس و چون بنفشه

شاعر چشمان خود را در هنگام نگاه به معشوق به گل نرگس و حال خود را در نبود او به گل بنفشه تشبیه کرده است.

استعاره و تصویرسازی گل رویت

صورت معشوق به گل تشبیه شده تا لطافت و زیبایی آن را به ذهن متبادر کند.