دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۱۰۰

سعدی
گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم چه خوشتر ازان که پیش دستت میرم
دل با تو خصومت آرزو می کندم تا صلح کنیم و در کنارت گیرم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف اوج فداکاری و شیفتگی عاشق در برابر معشوق می‌پردازد؛ عشقی که در آن، حتی رنج و مرگ نیز نه تنها ناگوار نیست، بلکه به مثابه موهبتی جان‌بخش تلقی می‌شود. در فضای این کلام، جان‌سپاری در راه محبوب، عالی‌ترین کمالِ عاشقانه است.

در نگاه شاعر، جدال و قهر با معشوق نیز تنها بهانه‌ای است برای چشیدن حلاوتِ دوباره‌ی آشتی و در آغوش کشیدن یار؛ بنابراین، حتی خصومت نیز در ساحت این عشق، رنگی از اشتیاق به وصل و نزدیکی دارد.

معنای روان

گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم چه خوشتر ازان که پیش دستت میرم

اگر تیرِ نگاه تو از کمانِ ابرو یا دستِ تو رها شود و قلبم را نشانه بگیرد، هیچ چیز برای من شیرین‌تر و گواراتر از این نیست که در حضور تو و به دست تو جان بسپارم.

نکته ادبی: واژه «شست» در اینجا به معنای انگشت شست است که در تیراندازی برای رها کردن زه کمان به کار می‌رود و کنایه از قدرت و اراده معشوق در کشتن عاشق است.

دل با تو خصومت آرزو می کندم تا صلح کنیم و در کنارت گیرم

قلب من آرزو دارد که با تو سرِ جنگ و دشمنی داشته باشد تا پس از آن، دوباره با تو آشتی کنم و بتوانم تو را در آغوش بگیرم و کنار خود داشته باشم.

نکته ادبی: «خصومت» به معنای دشمنی و ستیز است، اما در اینجا به عنوان ابزاری برای رسیدن به «وصل» به کار رفته است که نشان‌دهنده تضاد درونی عاشق میان رنج و لذت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بر رگ جان ز شستت آید تیرم

اشاره به تأثیرِ کشنده و در عین حال دلپذیرِ نگاه یا حرکات معشوق که همچون تیری جان‌ستان بر دل عاشق می‌نشیند.

حسن تعلیل دل با تو خصومت آرزو می کندم تا صلح کنیم

شاعر دلیلی لطیف و هنری برای خصومت می‌آورد؛ او دشمنی را نه برای کینه، بلکه مقدمه‌ای برای آشتی و در آغوش کشیدن یار معرفی می‌کند.