دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۹۸

سعدی
از جملهٔ بندگان منش بنده ترم وز چشم خداوندیش افکنده ترم
با این همه دل بر نتوان داشت که دوست چندانکه مرا بیش کشد زنده ترم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیف حال خویش در مقام عاشقی سراپا تسلیم و بی‌ادعا می‌پردازد. او در پیشگاه معشوق، نهایت فروتنی را به نمایش می‌گذارد و خود را حقیرترین بندگان می‌داند، اما همین حقارت و دوری، نه تنها موجب گسستن رشته الفت نمی‌شود، بلکه پیوند او را با معشوق محکم‌تر می‌کند.

درونمایه اصلی این سخن، ستایش رنج عشق است. شاعر با بهره‌گیری از پارادوکس، بیان می‌دارد که در مسیر عاشقی، هرچه جفا و ستم از سوی محبوب بیشتر باشد، روح عاشق جلا یافته و حیات معنوی او پربارتر می‌شود.

معنای روان

از جملهٔ بندگان منش بنده ترم وز چشم خداوندیش افکنده ترم

در میان همه بندگان تو، من از همه فرمان‌بردارتر و کوچک‌ترم و در دیدگان تو که صاحب‌اختیار منی، از همه خوارتر و بی‌مقدارتر جلوه می‌کنم.

نکته ادبی: ترکیب 'منش' در متون کلاسیک به معنای بنده من یا منِ او به کار رفته است. 'خداوند' در اینجا به معنای مطلقِ مالک و معشوق است و نه به معنای الهی.

با این همه دل بر نتوان داشت که دوست چندانکه مرا بیش کشد زنده ترم

با همه این بی‌توجهی‌ها و خوار شمردن‌ها، نمی‌توانم دست از دوست بکشم؛ چراکه هرچه بیشتر مرا می‌کشد (آزار می‌دهد)، زنده‌تر و شیداتر می‌شوم.

نکته ادبی: شاعر از صنعت 'متناقض‌نما' (پارادوکس) بهره برده است؛ به این معنا که نابودی و رنج کشیدن در راه معشوق، خودِ عینِ حیات و کمالِ عاشق است.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) چندانکه مرا بیش کشد زنده ترم

شاعر کشته شدن به دست معشوق را دلیل زنده شدن و حیات معنوی خود می‌داند که تضاد میان مرگ و زندگی را نشان می‌دهد.

مبالغه بنده ترم / افکنده ترم

تاکید بر نهایت فروتنی و خودکم‌بینی عاشق در برابر عظمت محبوب با استفاده از صفت تفضیلی.

ایهام و استعاره خداوندی

خداوند در اینجا به معنای معشوق و کسی است که بر جانِ عاشق تسلط دارد.