دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۹۷

سعدی
شبهای دراز بیشتر بیدارم نزدیک سحر روی به بالین آرم
می پندارم که دیده بی دیدن دوست در خواب رود، خیال می پندارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، تصویرگر احوال عاشق دلسوخته‌ای است که در کشاکش هجران و فراق، شب را با رنج بیداری سپری می‌کند. فضای حاکم بر کلام، آمیخته به اندوه و انتظار است؛ عاشقی که خواب و آسایش را بر خود حرام کرده و دیدار محبوب را تنها مایه آرامش و حقیقت هستی می‌داند.

شاعر با بیانی ساده و در عین حال عمیق، بر این نکته تأکید دارد که در غیاب یار، حتی خواب نیز در نظرش معنایی ندارد و تنها خیالی واهی است؛ گویی تمام هستی و ادراک او در گرو دیدن روی معشوق است.

معنای روان

شبهای دراز بیشتر بیدارم نزدیک سحر روی به بالین آرم

شب‌های طولانی را عمدتاً بیدار می‌مانم و تنها در لحظات نزدیک به سپیده دم، سر بر بستر می‌گذارم و قصد خواب می‌کنم.

نکته ادبی: بالین در اصل به معنای جای سر است و در اینجا کنایه از استراحت و خوابیدن است.

می پندارم که دیده بی دیدن دوست در خواب رود، خیال می پندارم

در اندیشه‌ی من، اگر چشمانم بدون دیدن جمال یار به خواب فرو رود، آن خواب ارزشی ندارد و آن را تنها خیالی پوچ و وهم‌گونه می‌پندارم.

نکته ادبی: دیده مجاز از چشم است و پنداشتن در اینجا به معنای باور داشتن یا تلقی کردن است.

آرایه‌های ادبی

مجاز دیده

استفاده از واژه دیده به جای چشم که از پرکاربردترین مجازها در شعر فارسی است.

کنایه روی به بالین آوردن

کنایه از خوابیدن و استراحت کردن.

تضاد بیدار و خواب

تقابل میان بیداری ناشی از عشق و اضطراب با خوابی که بدون یار، بی‌ارزش دانسته شده است.