دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۹۴

سعدی
خود را به مقام شیر می دانستم چون خصم آمد به روبهی مانستم
گفتم من و صبر اگر بود روز فراق چون واقعه افتاد بنتوانستم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به بازگویی صادقانه و عبرت‌آموزِ ناتوانیِ انسان در برابرِ بحران‌های ناگهانی می‌پردازد. شاعر در این قطعه به نقدِ خودِ خیالی و خودِ واقعی می‌پردازد و نشان می‌دهد که ادعاهای بزرگِ پیش از حادثه، چگونه در مواجهه با واقعیتِ تلخِ فراق یا هجومِ دشمن، رنگ می‌بازند و ضعفِ درونی انسان آشکار می‌شود.

مضمونِ محوری این کلام، فروپاشیِ نقاب‌های تکبر و خودبزرگ‌بینی در مواجهه با آزمون‌های دشوارِ روزگار است. شاعر با زبانی ساده، حقیقتِ لغزشِ آدمی را در لحظاتِ سرنوشت‌ساز به تصویر می‌کشد و تضادِ آشکار میانِ پندارِ شجاعانه و رفتارِ ترسانِ خود را بر ملا می‌کند.

معنای روان

خود را به مقام شیر می دانستم چون خصم آمد به روبهی مانستم

پیش از این، خود را چون شیری شجاع و قدرتمند می‌پنداشتم، اما هنگامی که دشمن واقعی در برابرم ظاهر شد، ذاتِ ترسو و ضعیف خود را نمایان کردم و چون روباهی عمل کردم.

نکته ادبی: واژه خصم استعاره از هرگونه رقیب یا مشکلی است که انسان را به چالش می‌کشد. مانستن فعلی کهن به معنای شبیه بودن است که اینجا به جایگاهِ ضعف اشاره دارد.

گفتم من و صبر اگر بود روز فراق چون واقعه افتاد بنتوانستم

به خود وعده داده بودم که اگر روزی دچار دوری و فراق شوم، همچنان صبور و شکیبا باقی خواهم ماند؛ اما هنگامی که واقعه جدایی به حقیقت پیوست، دیدم که توانایی صبر کردن ندارم.

نکته ادبی: عبارت من و صبر نشان‌دهنده قرار و مداری است که شاعر با خویشتن گذاشته است. فعل بنتوانستم شکل منفی و کهن نتوانستم است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شیر و روباه

شیر نماد شجاعت و قدرت ظاهری و روباه نماد ضعف و ترس درونی است.

تضاد شیر و روباه

تضاد میان ادعای قدرت و ابراز ضعف که برای نشان دادن تناقض درونی شاعر به کار رفته است.

کنایه به روبهی مانستم

کنایه از ترسیدن و نشان دادن ضعف در برابر دشمن.