دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۹۳

سعدی
گر دست دهد دولت ایام وصال ور سر برود در سر سودای محال
یک بوسه برین نیمه خالی دهمش از رویش و یک بوسه بران نیمهٔ خال

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عاشقانه و آمادگیِ بی‌چون‌وچرای عاشق برای فدا کردن جان در راه وصال یار است. شاعر در این قطعه، با نگاهی دقیق و جزئی‌نگر به سیمای معشوق، نهایتِ دلبستگی خود را به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که برای او، رسیدن به یار، آرمان نهایی است که حتی اگر به قیمت جانش تمام شود، از آن دست نخواهد کشید.

فضای حاکم بر این سروده، فضایی از تسلیم و فدایی بودن در طریق عشق است که در آن، حتی تصورِ رسیدن به معشوق، چنان ارزشمند است که هر خطری را توجیه می‌کند.

معنای روان

گر دست دهد دولت ایام وصال ور سر برود در سر سودای محال

اگر فرصت و شانسِ رسیدن به دوران وصال یار برایم فراهم شود، حتی اگر در راهِ تحققِ این آرزوی به‌ظاهر دست‌نیافتنی، جانم را از دست بدهم، از آن استقبال خواهم کرد.

نکته ادبی: واژه دولت در اینجا به معنای بخت و اقبالِ خوش است و سودا در ترکیبِ سودای محال به معنای خیال‌پردازی و آرزوی دور از دسترس آمده است.

یک بوسه برین نیمه خالی دهمش از رویش و یک بوسه بران نیمهٔ خال

بر آن قسمتِ ساده و بی‌آرایشِ چهره‌اش یک بوسه خواهم زد و بر آن بخشی که نشانِ زیبایی (خال) بر آن است، بوسه‌ای دیگر خواهم کاشت.

نکته ادبی: تضاد هنرمندانه‌ای میان خالی (بی‌نشان) و خال (نشان زیبایی) شکل گرفته است که بر زیبایی بصری شعر افزوده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) خالی و خال

تقابل میان فضایِ خالی و فضایِ دارای خال که بر زیباییِ ساختاری و معنایی بیت افزوده است.

ایهام سر

واژه سر در مصراع دوم، هم به معنای اندام (سرِ آدمی) و هم به معنای فکر و آرزو (سودا) به کار رفته است.

مبالغه ور سر برود

اغراق در بیانِ آمادگیِ عاشق برای نثار کردن جان در راهِ رسیدن به معشوق.