دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۸۷

سعدی
منعم که به عیش می رود روز و شبش نالیدن درویش نداند سببش
بس آب که می رود به جیحون و فرات در بادیه تشنگان به جان در طلبش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این اشعار، شاعر با نگاهی تیزبین به تضاد طبقاتی و شکاف عمیق میان توانگران و دردمندان اشاره دارد. او تصویرِ کسی را ترسیم می‌کند که در نهایتِ رفاه و آسایش غرق شده و به همین دلیل، از درک رنج و اندوهِ نیازمندان عاجز است.

شاعر در ادامه با تمثیلی تأمل‌برانگیز از آب و بیابان، نابرابری در توزیع امکانات را به نقد می‌کشد؛ به طوری که در حالی که در مکانی نعمت‌ها در جوش و خروشند، در جایی دیگر، تشنگانِ محروم با رنج و سختی در آرزوی همان نعمت‌ها جان می‌سپارند.

معنای روان

منعم که به عیش می رود روز و شبش نالیدن درویش نداند سببش

کسی که ثروتمند است و تمام شب و روزش را به خوش‌گذرانی و عیش و نوش می‌گذراند، هرگز نمی‌تواند دلیل و ریشه ناله‌ها و فغان‌های شخص فقیر را درک کند و بفهمد چرا او آزرده‌خاطر است.

نکته ادبی: واژه "منعم" در اینجا به معنای فرد برخوردار از نعمت و ثروت است و تقابل معنایی آشکاری با "درویش" به معنای فقیر دارد.

بس آب که می رود به جیحون و فرات در بادیه تشنگان به جان در طلبش

چه بسیار آب‌های فراوانی که در رودهای بزرگ همچون جیحون و فرات هدر می‌روند و جریان دارند، در حالی که در همان حال، در دل بیابان، تشنگان با تمام وجود و جان خود در حسرت و جستجوی همان آب هستند.

نکته ادبی: اشاره به "جیحون و فرات" به عنوان نمادِ وفور نعمت است و "بادیه" نمادِ محرومیتِ مطلق؛ این تضاد مکانی برای نشان دادنِ نابرابری اجتماعی استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) منعم و درویش

تقابل میان توانگر و فقیر برای برجسته کردن شکاف طبقاتی و تفاوت تجربه زیسته این دو گروه.

تمثیل و نمادپردازی آب رودخانه و تشنگان بادیه

آبِ فراوان در رودخانه نماد امکانات و ثروت‌های موجود است و تشنگی در بیابان نمادِ فقر و محرومیت مطلق.

تلمیح جیحون و فرات

اشاره به رودهای پرآب و مشهور که نمادِ جریان دائم و وفور نعمت هستند.