دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۸۶

سعدی
گر بیخبران و عیبگویان از پس منسوب کنندم به هوی و به هوس
آخر نه گناهیست که من کردم و بس منظور ملیح دوست دارد همه کس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه کوتاه، دفاعیه‌ای هوشمندانه از احساسات قلبی شاعر در برابر ملامت‌گران است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه و انسانی، عشق و گرایش به زیبایی را نه یک گناه فردی، بلکه کششی فطری در تمام انسان‌ها می‌داند.

او در این ابیات، برچسب‌های ناروای منتقدان را رد می‌کند و با استدلالی منطقی، دلبستگی خود به جلوه‌های جمال و نیکویی را امری همگانی برمی‌شمارد تا از بارِ سرزنشِ غیبت‌کنندگان بکاهد.

معنای روان

گر بیخبران و عیبگویان از پس منسوب کنندم به هوی و به هوس

اگر نادانان و کسانی که عادت به عیب‌جویی دارند، پشت سر من سخن می‌گویند و مرا متهم می‌کنند که گرفتار خواهش‌های نفسانی و هوس‌بازی شده‌ام...

نکته ادبی: عبارت «هوی و هوس» ترکیبی از دو واژه با معنای نزدیک به هم (مترادف) برای تأکید بر بارِ منفیِ لذت‌جویی‌های سطحی است که منتقدان به شاعر نسبت می‌دهند.

آخر نه گناهیست که من کردم و بس منظور ملیح دوست دارد همه کس

...باید بدانند که این گناهی نیست که تنها من مرتکب آن شده باشم؛ چرا که هر انسانی به طور طبیعی و فطری، جذبِ زیبایی و دلربایی می‌شود و آن را دوست دارد.

نکته ادبی: «منظورِ ملیح» به معنای محبوبِ زیبا و دلنشین است. استفاده از واژه «همه کس» برای بیان عمومیتِ این حس در بین تمامی انسان‌ها به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه از پس منسوب کردن

کنایه از غیبت کردن و پشت سر حرف زدن و تهمت زدن.

مراعات نظیر هوی و هوس

همنشینی دو واژه با معنای نزدیک (مترادف) که برای تقویتِ پیامِ سرزنش‌آمیزِ منتقدان به کار رفته است.

استدلال (تضمین محتوایی) آخر نه گناهیست که من کردم و بس

شاعر با استفاده از یک منطقِ عمومی، سعی می‌کند حقانیتِ احساسِ خود را با تعمیمِ آن به همه مردم اثبات کند.