دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۸۵

سعدی
رویی که نخواستم که بیند همه کس الا شب و روز پیش من باشد و بس
پیوست به دیگران و از من ببرید یارب تو به فریاد من مسکین رس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر سوز و گداز عاشقانه است که با آرزوی انحصار در عشق آغاز می‌شود. شاعر در آغاز، با بیانی سرشار از غیرت و اشتیاق، تمنای آن دارد که معشوقش از نگاه اغیار دور بماند و تمام وقتش را در کنار او سپری کند. این فضای صمیمانه و مالکانه، نشان‌دهنده‌ی عمق دلبستگی شاعر است.

در بخش دوم، این رویای عاشقانه فرو می‌ریزد؛ چرا که معشوق پیوندش را با دیگران گره می‌زند و از عاشقِ دل‌شکسته می‌برد. در این مرحله، فضای شعر از فضای رمانتیک به فضای استغاثه تغییر می‌یابد و شاعر در اوج استیصال و تنهایی، تنها پناهگاه خود را درگاه پروردگار می‌یابد و از او طلب یاری می‌کند.

معنای روان

رویی که نخواستم که بیند همه کس الا شب و روز پیش من باشد و بس

آن چهره‌ی زیبایی که دلم می‌خواست هیچ‌کس جز من آن را نبیند و آرزو داشتم که همیشه و در تمام لحظاتِ شب و روز، فقط در کنار من حضور داشته باشد.

نکته ادبی: واژه‌ی «الا» در اینجا به معنای «مگر» و به کار رفته برای حصر و محدود کردنِ دیدنِ چهره به خودِ گوینده است؛ این ساختار برای تأکید بر انحصارِ معشوق استفاده شده است.

پیوست به دیگران و از من ببرید یارب تو به فریاد من مسکین رس

اما اکنون معشوق با دیگران پیمانِ دوستی بسته و از من که دلداده‌ی او هستم، روی برگردانده است؛ خدایا، تو خود به فریادِ منِ بیچاره و غمگین برس.

نکته ادبی: «ببرید» در اینجا به معنای «بریدنِ رابطه» و «ترکِ وفا» است که تقابلِ معناییِ دقیقی با «پیوست» دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) پیوست / ببرید

شاعر با استفاده از دو فعل متضاد، وضعیتِ تغییرِ مسیرِ عاطفیِ معشوق و شکستِ پیوندِ عاشقانه را به تصویر کشیده است.

مراعات نظیر شب / روز

همنشینی این دو واژه که ارکانِ زمان هستند، گستره‌ی زمانیِ آرزوی شاعر را برای حضورِ دائمی معشوق نشان می‌دهد.

ندا و مناجات یارب

استفاده از این خطاب، نشان‌دهنده‌ی استیصال و بی‌پناهی عاشق در برابرِ رنجِ هجران و روی آوردنِ او به درگاهِ الهی است.