دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۸۴

سعدی
یا روی به کنج خلوت آور شب و روز یا آتش عشق بر کن و خانه بسوز
مستوری و عاشقی به هم ناید راست گر پرده نخواهی که درد، دیده بدوز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تقابل میان زیستِ زاهدانه و عافیت‌طلبانه با مسیر پُرشور و خطرخیزِ عاشقی است. شاعر بر این باور است که سلوکِ عاشقانه، راهی میانه ندارد؛ یا باید تن به خلوت و انزوا داد و از هیاهوی عشق دوری جست، یا اگر پای در وادی عشق گذاشته شد، باید تمامِ تعلقات، نام و ننگ و آبرو را به آتش سپرد.

در نگاه شاعر، عاشقی با پنهان‌کاری و حفظِ ظاهرِ آراسته سازگاری ندارد. عشق، رسواگر است و نمی‌توان در عینِ ادعای عشق، گوشه‌نشینی و احتیاط را پیشه کرد. در واقع، دعوت شاعر به انتخابی جسورانه است: یا تسلیمِ کامل در برابر آتشِ عشق، یا کناره‌گیریِ مطلق از جهانِ عاشقان.

معنای روان

یا روی به کنج خلوت آور شب و روز یا آتش عشق بر کن و خانه بسوز

یا شب و روز را در گوشه‌ای به انزوا و خلوت‌گزینی بگذران و یا اگر عاشق هستی، این آتش را در وجودت شعله‌ور کن و تمامِ هستی و تعلقات دنیوی‌ات را به کام این عشق بسوزان.

نکته ادبی: عبارت کنج خلوت کنایه از عزلت‌نشینی و دوری از اجتماع است. آتش عشق بر کن دستوری است برای برافروختن و شعله‌ور ساختنِ شعله‌های عشق.

مستوری و عاشقی به هم ناید راست گر پرده نخواهی که درد، دیده بدوز

پنهان‌کاری و عاشقی هرگز با هم جمع نمی‌شوند و سازگار نیستند؛ اگر نگران هستی که رازت فاش شود و پرده‌دری شوی، پس بهتر است چشمانت را بر همه چیز ببندی و از نگاهِ مردم چشم بپوشی.

نکته ادبی: مستوری به معنای پوشیدگی و حفظِ آبرو است. دیده بدوز کنایه از نادیده گرفتنِ قضاوت‌های دیگران یا انقطاع از نگاهِ غیر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش عشق

عشق به آتشی تشبیه شده است که سوزاننده است و تمام وجود عاشق را در بر می‌گیرد.

تضاد مستوری و عاشقی

شاعر میانِ دو مفهومِ پوشیدگی و عافیت‌طلبی با عاشقی و رسوایی تقابل ایجاد کرده تا ناسازگاری آن‌ها را نشان دهد.

کنایه پرده دریدن

کنایه از فاش شدنِ راز و آبروریزی است.