دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۸۲

سعدی
نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز خواهی بکشم به هجر و خواهی بنواز
ور بگریزم ز دست ای مایهٔ ناز هر جا که روم پیش تو می آیم باز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از تعهد قلبی و وفاداری بی‌پایان عاشق به معشوق است. شاعر در این قطعه، خود را چنان در بند عشق گرفتار می‌بیند که گریز از آن را ناممکن دانسته و حتی در صورت تجربه سختی‌ها و رنج‌های ناشی از دوری، همچنان بر سر پیمان خود پایدار می‌ماند.

درونمایه اصلی اثر، تسلیم محض عاشق در برابر معشوق است؛ به گونه‌ای که برای او تفاوتی نمی‌کند که معشوق با او به مهر رفتار کند یا با قهر و جفا، چرا که بازگشتِ همیشگی عاشق به آستانِ معشوق، گریزناپذیر است.

معنای روان

نامردم اگر زنم سر از مهر تو باز خواهی بکشم به هجر و خواهی بنواز

اگر از عشق و محبت تو روی بگردانم و پیمان‌شکنی کنم، از مردانگی به دور است و به عهد خود وفادار نمانده‌ام. برایم اهمیتی ندارد که تو مرا با دوری و جدایی به رنج افکنی و یا با لطف و مهربانی با من رفتار کنی، در هر صورت بر عشق تو ثابت‌قدم هستم.

نکته ادبی: ترکیب سر زدن از چیزی در اینجا به معنای سرباز زدن و خودداری کردن است که کنایه‌ای برای نقض پیمان یا رویگردانی از مهر محسوب می‌شود.

ور بگریزم ز دست ای مایهٔ ناز هر جا که روم پیش تو می آیم باز

و اگر بخواهم از دست تو و عشقِ اسیرکننده‌ات فرار کنم، ای کسی که تمامِ ناز و زیبایی در تو جمع شده است، باز هم تلاش من بیهوده است؛ چرا که هر کجا بروم و از هر راهی که گریز داشته باشم، تقدیر مرا دوباره به سوی تو باز می‌گرداند.

نکته ادبی: واژه مایه ناز استعاره‌ای است برای معشوقی که ناز و کرشمه صفتِ ذاتی اوست.

آرایه‌های ادبی

تضاد بکشم به هجر و بنواز

تقابل میان دو حالتِ جفا (کشتن و هجر) و لطف (نواختن) برای نشان دادنِ بی‌اهمیت بودنِ رفتار معشوق در نظر عاشق.

کنایه سر زدن از مهر

کنایه از روی گرداندن، دست شستن از عشق و نقض پیمانِ وفاداری.

تکرار باز

تکرار واژه باز در پایان مصراع‌های اول و چهارم که بر تأکید و قطعیتِ عزم عاشق برای ماندن در دایره عشق دلالت دارد.