دیوان اشعار - رباعیات

سعدی

رباعی شمارهٔ ۷۹

سعدی
از هرچه کنی مرهم ریش اولیتر دلداری خلق هرچه بیش اولیتر
ای دوست به دست دشمنانم مسپار گر می کشیم به دست خویش اولیتر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی پندآموز، بر اولویتِ خدمت به خلق و گره‌گشایی از کارِ مردم تأکید می‌ورزد و آن را برترین مرهم بر زخم‌های انسانی می‌داند. شاعر معتقد است که دلسوزی و مدارا با دیگران، مقدم بر هر کار خیر دیگری است.

در بخش دوم، شاعر با رویکردی عاشقانه و عارفانه، از معشوق (یا خداوند) طلب می‌کند که او را به دستِ اغیار و دشمنان نسپارد. در این نگرش، حتی رنج و مرگ به دستِ دوست، شیرین‌تر و اولی‌تر از رهایی به دستِ دشمنان است که نشان از عمقِ پیوند و تسلیم در برابر محبوب دارد.

معنای روان

از هرچه کنی مرهم ریش اولیتر دلداری خلق هرچه بیش اولیتر

به جای هر کار دیگری که برای تسکین آلام انجام می‌دهی، شفا دادنِ دلِ مردم و دلسوزیِ هرچه بیشتر برای آن‌ها، بهترین و شایسته‌ترین کار است.

نکته ادبی: واژه "ریش" در ادبیات کلاسیک به معنای زخم و جراحتِ تن یا جان است و "اولی‌تر" به معنای سزاوارتر و بهتر است.

ای دوست به دست دشمنانم مسپار گر می کشیم به دست خویش اولیتر

ای دوست، مرا به چنگال دشمنانم رها مکن؛ اگر قرار است رنجی ببینم یا جانم گرفته شود، بهتر است که این امر توسط دستان خودت انجام شود.

نکته ادبی: عبارت "دست خویش" در اینجا کنایه از مشیت و اراده‌ی محبوب است که در تقابل با دشمنیِ اغیار قرار دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرهم ریش

تلاش برای حل مشکلات و التیام بخشیدن به دردهای دیگران به مرهمی بر زخم تشبیه شده است.

تضاد دشمنان در برابر دوست

تقابل میان بی‌رحمی دشمن و عشقِ آمیخته به رنجِ محبوب، برای برجسته کردنِ کمالِ تسلیم شاعر.

مبالغه گر می‌کشیم به دست خویش اولیتر

اغراق در کمالِ عشق به نحوی که شاعر مرگ به دست معشوق را بر زندگی به دور از او ترجیح می‌دهد.